معنی
گهواره به وسیلهای معمولاً چوبی، فلزی یا پارچهای گفته میشود که برای خواباندن و آرام کردن نوزادان و کودکان شیرخوار استفاده میشود و قابلیت تکان خوردن دارد.
یعنی چه
این واژه در لغت به معنای بستر یا مهد کودک است. در متون ادبی گاهی به صورت کنایهای برای اشاره به دنیا، دار فانی و آغاز مسیر زندگی انسان نیز به کار میرود.
مترادف
واژههای فوق در زبان فارسی و متون ادبی مختلف به عنوان جایگزین یا هممعنی کلمه گهواره استفاده میشوند.
متضاد
در منابع واژگانی، متضاد استاندارد و مستقیمی برای این واژه به عنوان یک شیء ثبت نشده است؛ اما از نظر مفهومی و در تقابلهای ادبی (مانند ضربالمثل ز گهواره تا گور)، واژههای گور یا مزار به عنوان نقطه مقابل آن شناخته میشوند.
هم خانواده
این واژهها از نظر ریشهشناختی، گونه نوشتاری یا ساختار واژگانی با کلمه گهواره همریشه و همخانواده هستند.
ریشه
این واژه مخفف «گاهواره» است. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت gāhwārag یا gāhvārak بوده که از دو بخش «گاه» (به معنی تخت یا جایگاه) و پسوند «ـواره» (به معنی شباهت، مانی و تناسب) تشکیل شده است.
جمله سازی
در جدول
کلمه گهواره یک واژه دقیقاً ۶ حرفی است که در حل جدول کلمات متقاطع کاربرد دارد. اگر طراح جدول کلمات کوتاهتری را مد نظر داشته باشد، واژههای مهد یا ننو جایگزینهای مناسبی هستند.
به انگلیسی
معادلهای دقیق واژه گهواره در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی جهت استفاده در ترجمه آورده شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل گهواره
واژه «گهواره» یکی از اصیلترین و کهنترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد. این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی فراتر از یک وسیله فیزیکی برای خواباندن نوزادان، به عنوان نمادی از آغاز زندگی، پاکی دوران کودکی، آرامش و امنیت شناخته میشود. همچنین در مفاهیم استعاری، عبارتهایی چون «گهواره تمدن» برای توصیف محل پیدایش فرهنگهای بزرگ و کهن تمدن بشری به کار میرود.
در متون مذهبی و قرآن کریم نیز مفهوم گهواره با واژه عربی «مهد» گره خورده است؛ برای نمونه در سوره مریم به ماجرای سخن گفتن حضرت عیسی (ع) در آغوش بستر اشاره شده و در سوره طه، زمین به عنوان مهد و آرامشگاهی برای انسانها توصیف شده است. تقابل سنتی و معروف این واژه با «گور» در ادبیات منظوم ما، یادآور مسیر تمامنشدنی آموختن و تلاش در سراسر پهنه زندگی انسان است.