یعنی چه
التقشر در لغت به معنای لایهلایه شدن، ورآمدن یا کنده شدن پوست و سطوح است. این واژه در پزشکی برای توصیف پوستریزی (desquamation) و در زمینشناسی برای فرسایش و جدا شدن لایههای صخرهها به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در اصل عربی است و با تشدید روی حروف «ت» و «ش» به صورت التَّقَشُّر تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان معادل عربی برای مفاهیمی مثل پوستهپوسته شدن، لایهبرداری یا کنده شدن لایه رویی صخرهها و پوست مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به متن مورد نظر علمی، پزشکی یا عمومی، واژگان متفاوتی در انگلیسی معادل آن هستند.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی و از باب تفعل است که معنای اثرپذیری و مطاوعه دارد؛ یعنی لایه به مرور خودش جدا میشود.
به فارسی
در زبان فارسی دقیقترین برگردانها برای این کلمه، عباراتی نظیر پوستاندازی، ورآمدن لایه بیرونی، مقشر شدن و برافتادن لایه رویی هستند.
در قرآن
بررسی منابع لغوی و قرآنی نشان میدهد که کلمه التقشر و به طور کلی مشتقات ریشه ثلاثی (ق ش ر) در متن قرآن کریم کاربرد مستقیم ندارند.
نماد چیست
در بافتهای استعاری و ادبی، التقشر اگر به معنای پوستاندازی جانداران (مانند مار) باشد، نماد دگرگونی، رشد و تجدید حیات است. اما اگر در بافت زمینشناسی یا فیزیکی (مثل ریختن رنگ دیوار یا صخره) به کار رود، نماد فرسایش، گذشت زمان و زوال محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل التقشر
واژه التقشر یک اصطلاح با ریشه عربی (از ریشه ق ش ر) است که در زبان فارسی نیز در متون علمی، پزشکی و زمینشناسی کاربرد دارد. معنای اصلی این واژه به فرآیند جدا شدن، کنده شدن یا ورآمدن لایه سطحی و بیرونی هر جسمی اشاره دارد؛ خواه این جسم پوست بدن انسان در اثر بیماری و سوختگی باشد، خواه لایههای صخرهها در اثر عوامل طبیعی، و خواه رنگ روی یک دیوار.
این کلمه در باب تفعل ساختار یافته است که نشاندهنده تاثیرپذیری و انجام شدن تدریجی کار است؛ یعنی لایه بیرونی به مرور زمان خودش حالت چسبندگی را از دست داده و جدا میشود. در حوزه پزشکی قدیم، این واژه گاهی برای توصیف یک عارضه خاص قلبی نیز به کار میرفته است، اما امروزه بیشتر مترادف با لایهبرداری و فرسایش سطحی شناخته میشود.