یعنی چه
این واژه صفت مرکبی است برای توصیف کسی که قدرت تشخیص زیبایی و انتخاب هنرمندانه دارد. در ادبیات و عرف جامعه به افرادی که طبع لطیف، انتخابهای زیبا و نگاهی خلاقانه به هنر و زندگی دارند، باذوق گفته میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی از پیشوند فارسی «با» و واژهٔ عربی «ذوق» (با فتح واو و سکون قاف) است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ اصلی برای این مفهوم خود واژهٔ «باذوق» با ۵ حرف است. معادلهای دگرساز آن نیز میتوانند به تناسب تعداد حروف کارساز باشند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم باذوق در زبان انگلیسی بسته به موقعیت از کلماتی که به حسن سلیقه یا توانایی هنری اشاره دارند استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژهٔ Zevkli دقیقاً همارز مفهوم باذوق و خوشسلیقه در زبان فارسی به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل خوشسلیقه، خوشقریحه، صاحبذوق، هنردوست و خلاق است که همگی بر داشتن درک بالا از زیبایی دلالت میکنند.
نماد چیست
اگرچه نماد مادی یا سنتیِ ثبتشدهای برای این صفت وجود ندارد، اما مجازاً در فرهنگ و ادبیات نمادی از لطافت فکری، ظرافت اجتماعی، هنر دوستی و پیوند با مظاهری چون قلم، شکوفه و خلق آثار زیباست.
جمعبندی و توضیح کامل باذوق
واژهٔ «باذوق» یک ترکیبِ اصیلِ «فارسی-عربی» (ممزوج) است که از پیشوند فارسی «با» و واژهٔ عربی «ذوق» (از ریشهٔ ثلاثی ذ و ق به معنی چشیدن) ساخته شده است. اگرچه ریشهٔ اولیهٔ این واژه در زبان عربی به معنای درک طعم و چشیدن است و در قرآن کریم نیز مشتقات آن بیش از ۶۰ بار به همین معنای چشیدن عذاب یا رحمت به کار رفته، اما در زبان فارسی سیر تطور معنایی یافته و به مفهوم غنیِ زیباییشناسی، داشتن سلیقهٔ خوب و قریحهٔ هنری بدل شده است.
کسی را که باذوق مینامیم، فردی است که فراتر از رفع نیازهای مادی، به جنبههای زیباشناختی، نظم، خلاقیت و ظرافت در کارهای خود اهمیت میدهد. این کلمه بار مثبت اجتماعی فراوانی دارد و در توصیف هنرمندان، طراحان، نویسندگان و هر کسی که به زندگی نگاهی هنرمندانه دارد به کار میرود. در مقابل، افرادی که از این ویژگی بیبهرهاند با صفاتی چون بیذوق یا کجذوق توصیف میشوند.