یعنی چه
این واژه در لغتنامههای کهن و اصیل فارسی یا عربی فصیح به عنوان یک واژهٔ مستقل و استاندارد وجود ندارد؛ اما در زبان عامیانه و معاصر عربی (بهویژه در لهجههای مصری و شامی) بهشدت رایج است و به معنای بیشرمی، وقاحت، گستاخی همراه با بیادبی و پررویی شدید به کار میرود. عبارت معروف «بکل بجاحة» در عربی به معنی «با کمال وقاحت» است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بَجاحَه» (با فتحه روی حرف ب) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای جدول کلمهٔ ۵ حرفی «بجاحه» است. معادلهای جدولی آن شامل وقاحت، پررویی و بیشرمی است.
به انگلیسی
نزدیکترین واژهها در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم شامل Impudence و Audacity هستند.
به عربی
در عربی فصیح و معیار، به جای واژهٔ عامیانهٔ بجاحه، از واژههای وقاحة و صلافة استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه در زبان فارسی عبارتند از: وقاحت، بیشرمی، پررویی، گستاخی و صلافت.
در قرآن
واژهٔ «بجاحه» با این ساختار و معنی به هیچ وجه در قرآن کریم وجود ندارد. تنها کلمهٔ مشابه از نظر آوایی واژهٔ «حاجة» (به معنی نیاز) است که در آیاتی مانند آیه ۸۰ سوره غافر آمده و کاملاً از نظر ریشه و معنا با بجاحه متفاوت است. همچنین واژهٔ «بهجة» نیز در قرآن برای توصیف طراوت زمین و گیاهان آمده که ربطی به این کلمه ندارد.
نماد چیست
این کلمه مفهوم انتزاعی یک رفتار منفی را بیان میکند و نماد اسطورهای یا فرهنگی خاصی ندارد؛ اما در کاربردهای محاورهای امروزی، نماد رفتار جسورانه، بیپروا و توأم با پررویی مفرط یا طنزآمیز به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بجاحه
واژهٔ «بجاحه» (یا البجاحة) اصالتاً یک واژهٔ عامیانه و زنده در گویشهای معاصر زبان عربی (بهویژه مصری و شامی) است که به ادبیات مکتوب و رسانههای امروزی نیز راه یافته است. این واژه در لغتنامههای کهن و اصیل فارسی مانند لغتنامه دهخدا یا واژهنامههای عربی کلاسیک به عنوان یک کلمه مستقل ثبت نشده است. معنی اصلی و کاربردی آن در جامعه امروز، اشاره به رفتاری همراه با وقاحت، بیشرمی، گستاخی و پررویی شدید دارد.
از نظر ریشهشناسی، احتمال میرود این کلمه تحولیافته از ریشهٔ عربی «ب ج ح» باشد که در فصیح به معنای خودستایی و افتخار (تبجّح) بوده و به مرور زمان در زبان توده مردم بار معنایی منفیِ وقاحت را به خود گرفته است؛ همچنین احتمال خلط آوایی آن با واژهٔ «بهجة» (شادی و طراوت) در برخی متون غیررسمی وجود دارد. در نهایت، کاربرد اصلی آن بیانگر یک صفت اخلاقی ناپسند یعنی گستاخی مفرط است.