یعنی چه
علت این نامگذاری را نزدیک بودن سببها و وتدها به یکدیگر، یا شباهت و نزدیکی تفعیلات پنجحرفی آن به هم دانستهاند. واضع این بحر الخلیل بن احمد الفراهیدی است. معروفترین شکل آن در زبان فارسی «بحر متقارب مثمن محذوف» با وزن «فعولن فعولن فعولن فعل» است که بستر سرایش شاهنامه فردوسی، گرشاسبنامه و بوستان سعدی است.
تلفظ
تلفظ این اصطلاح به صورت [bahr-e motaqāreb] است. واژه بحر به سکون ح و متقارب با ضمه م، فتحه ت، فتحه ق و کسره ر خوانده میشود.
در جدول
در سوالات جدول متقاطع ادبی، پاسخ دقیق این اصطلاح عروضی ۹ حرف دارد. گاهی از آن با عنوان «بحر شاهنامه» یا «وزن حماسی» نیز یاد میشود.
به انگلیسی
در کتابهای عروض تطبیقی بینالمللی، نام این بحر عیناً به صورت لاتیننویسی شده استفاده میشود. گاهی به دلیل ساختار هجایی، ذیل اوزان آمفیبراخیک (Amphibrachic) یا آناپستیک (Anapestic) نیز از آن یاد میکنند.
به عربی
این بحر از بحور مشترک شعر فارسی و عربی است و در ادبیات عرب به همین نام شناخته میشود.
به فارسی
در ترجمه لغوی به آن «بحر نزدیک» میگویند، اما در اصطلاح سنتی و کاربردی شعر فارسی، معادلهای توصیفی مانند «وزن حماسی» یا «بحر شاهنامهای» برای اشاره به شکل معروف آن به کار میرود.
نماد چیست
این بحر به دلیل کوبندگی ارکان و کوتاهی هجای پایانی، نماد حرکت، پویایی و صلابت است. ریتم نظاممند آن برای به تصویر کشیدن صحنههای نبرد، پندهای اخلاقی محکم و داستانهای حماسی بهترین گزینش عروضی محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بحر متقارب
بحر متقارب یکی از کلیدیترین و پرکاربردترین بحور در عروض سنتی فارسی و عربی است. واژه متقارب در لغت به معنای نزدیکشونده است و در اصطلاح شعر، به وزنی اطلاق میشود که از تکرار رکن هشتهجایی «فعولن» (ل--) پدید میآید. این بحر به دلیل ساختار منظم و ضربآهنگ محکم خود، بستر اصلی ادبیات حماسی ایران است.
مشهورترین تجلی این بحر در زبان فارسی، گونهٔ «مثمن محذوف» آن یعنی وزن «فعولن فعولن فعولن فعل» است. حکیم فردوسی طوسی با سرایش شاهنامه در این وزن، پویایی و صلابت بینظیری به آن بخشید؛ به طوری که امروزه این بحر در ذهن ایرانیان با نام شاهنامه گره خورده است. افزون بر حماسه، در آثار تعلیمی و اخلاقی بزرگی چون بوستان سعدی نیز از این وزن برای انتقال مفاهیم پندآموز بهره گرفته شده است.