یعنی چه
جوارح بدن به اعضای بیرونی و فعال بدن انسان (مانند دست، پا، چشم، گوش و زبان) گفته میشود که انسان به وسیله آنها اعمال ارادی خود را انجام میدهد، حرکت میکند و به کسب و کار میپردازد. این واژه از ریشه عربی «جرح» گرفته شده که به دو معنای زخم زدن و کسب کردن است و چون این اعضا وسیله کسب و کار و منشأ اثر هستند، جوارح نامیده شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب با فتح جیم، کسره راء و کسره حاء در واژه اول، و فتح باء و دال در واژه دوم است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول با شمارش ۸ حرف، خودِ عبارت «جوارح بدن» است. کلمات مترادف دیگر مانند اعضا یا اندامها نیز بر حسب تعداد حروف خانه جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به اعضای فعال و حرکتی بدن بیشتر از واژه limbs و برای مطلق اعضا از body organs یا body parts استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، الجوارح به عنوان جمعِ «جارحه» دقیقاً به معنای اعضایی از بدن است که کار و کسب انجام میدهند. همچنین واژههای الاعضاء و الاطراف نیز به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی برای این ترکیب، واژههایی چون «اندامها»، «اعضای بدن» و در متون عامیانهتر «دست و پا» هستند که بر بخشهای ظاهری و ابزاری بدن دلالت دارند.
در قرآن
خود واژه «جوارح» یکبار در قرآن کریم در آیه ۴ سوره مائده («وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ») به کار رفته که در آنجا به معنی حیوانات و پرندگان شکاری آموزشدیده است که برای صاحب خود صید و کسب میکنند. با این حال، مفهوم شهادت اعضای بدن انسان در قیامت (بدون ذکر عینی کلمه جوارح) در آیات دیگر مانند آیه ۶۵ سوره یس و آیات ۲۰ و ۲۱ سوره فصلت به وضوح مطرح شده است.
جمعبندی و توضیح کامل جوارح بدن
عبارت «جوارح بدن» در اصطلاح لغوی و دینی به اعضای ظاهری، فعال و حرکتی انسان مانند دست، پا، چشم، گوش و زبان اطلاق میشود. این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از ماده «جرح» مشتق شده است که علاوه بر معنای زخم زدن، به معنی کسب کردن و انجام دادن کار نیز میآید؛ چرا که انسان تمام فعالیتهای ارادی، تلاشها و مکتسبات خود را از طریق این اعضا به ثمر میرساند.
در متون اخلاقی، عرفانی و فلسفی، جوارح در مقابل «جوانح» قرار میگیرد. جوانح به معنای اعضای درونی، قلب، نیتها و افکار باطنی انسان است، در حالی که جوارح نماد ظاهر انسان و ابزار بیرونی طاعت، معصیت و عملکرد اوست. در کلام اسلامی، شهادت جوارح در روز قیامت یکی از اصول معاد به شمار میرود که در آن دست و پا و پوست انسان به افعال او گواهی میدهند.
همچنین شایان ذکر است که در زبان قرآن، این واژه به حیوانات صیاد و شکاریِ تعلیمدیده نیز اطلاق شده است، زیرا آنها هم مانند اعضای بدن وسیلهای برای صید، کسب روزی و منشأ اثر بیرونی هستند. در کارهای جدولی و لغتنامهای، این ترکیب یک اصطلاح ۸ حرفی دقیق برای توصیف اندامهای کارگزار بدن است.