یعنی چه
واژه مُتَشَرِّق در لغتنامههای معتبر به معنی کسی است که در آفتابگیر یا رو به آفتاب مینشیند تا از گرما و نور آن بهرهمند شود. در بافتهای معاصرتر و به قرینه تقابل با واژه متغرب (غربیشده)، به معنای «شرقیشده» یا فردی که آداب و رسوم مردم شرق را برگزیده نیز به کار میرود. نکته مهم این است که این کلمه نباید با «مستشرق» به معنی خاورشناس اشتباه گرفته شود.
تلفظ
این واژه بر وزن مُتَفَعِّل (اسم فاعل از باب تفعل) تلفظ میشود؛ مَضموم (مُ)، تَ مفتوح (تَ)، شَ مفتوح (شَ)، رّ مشدد و مکسور (رِّ) و ق ساکن.
در جدول
پاسخ دقیق پنج حرفی برای طراحان جدول «متشرق» است که به عنوان راهنما با عناوینی چون «آفتابنشین» یا «شرقیشده» پرسیده میشود.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، اگر منظور آفتابنشین باشد از واژههایی مانند Sun-bather یا Sitting in the sun استفاده میشود و اگر منظور اصطلاح فرهنگی باشد، Orientalized یا Easternized به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای معنای اصلی و لغوی آن واژه Güneşlenen و برای معنای فرهنگی و ثانویه آن کلمه Şarklılaşmış مفهوم را میرساند.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی اصیل برای این واژه عربی، «آفتابنشین» (برای معنی لغوی) و «شرقیشده» یا «شرقگرا» (برای معنی ثانویه) است.
در قرآن
عین واژه «متشرق» در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، ریشه سه حرفی آن (ش ر ق) در قالب واژههایی نظیر مشرق، مشارق، اشراق و شروق ۱۷ بار در آیات مختلف برای اشاره به طلوع خورشید و جهت جغرافیایی شرق استفاده شده است.
نماد چیست
در تاویلهای ادبی و عرفانی، متشرق یا کسی که رو به شرق و محل طلوع خورشید مینشیند، نمادی از انسانِ طالبِ نور، حقیقت و گرماست که از تاریکی و سایهها گریزان است و به منبع اصلی روشنایی پناه میبرد.
جمعبندی و توضیح کامل متشرق
واژه «مُتَشَرِّق» یک اسم فاعل عربی از باب تفعل و برخاسته از ریشه «ش ر ق» است. این کلمه در اصیلترین معنای لغوی خود در فرهنگهای معتبری مانند لغتنامه دهخدا، به کسی اطلاق میشود که در محلی آفتابگیر حضور مییابد تا از گرما و نور خورشید بهره ببرد؛ از این رو معادلهایی مانند «آفتابنشین» دارد.
در برخی کاربردهای معاصرتر و در تقابل با واژه غربیشده (متغرب)، این کلمه به معنای «شرقیشده» یا فرد غربی که متمایل به فرهنگ مردم شرق شده نیز استعمال میشود. اشتباه رایجی که درباره این واژه رخ میدهد، خلط کردن آن با کلمه پرکاربرد «مُستَشرِق» به معنی خاورشناس است که از باب استفعال بوده و معنای کاملاً متفاوتی در حوزه مطالعات شرقی دارد.
به طور خلاصه، متشرق واژهای کمکاربرد در زبان فارسی معیار است که در بازیهای کلامی و جدولها معنای آفتابنشین را متبادر میکند و در حوزه نشانهشناسی ادبی، نمادی از رو کردن به سمت نور، اصالت و حقیقت به شمار میرود.