تلفظ
این واژه بر وزن تَفَعُّل (تَزَخْوُر) تلفظ میشود و در زبان فارسی معمولاً بدون واو دوم و به صورت تزخور ثبت یا خوانده شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمهٔ پنجحرفی «تزخور» است که به عنوان معادل فخرفروشی، کبر و تفاخر به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههایی که مفهوم فخرفروشی، رفتار متکبرانه و لافزدن را برسانند به عنوان معادل این کلمه شناخته میشوند.
به عربی
این واژه خود ریشهٔ عربی دارد و از باب تفعل در زبان عربی برای بیان حالت لبریز بودن از کبر و غرور استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی افعال و مصادری که به معنای بزرگنمایی خود و کبر ورزیدن هستند، معادل این واژه قرار میگیرند.
به فارسی
در متون کهن فارسی و فرهنگهای لغت، این کلمه به معنای نازیدن شخص به مال، مقام یا داشتههای خود و همچنین خطونشان کشیدن متکبرانه برای دیگران معنا شده است.
نماد چیست
تزخور یک مفهوم رفتاری و انتزاعی است و نماد باستانی یا مادی مشخصی ندارد. در ادبیات و ریشهشناسی، این واژه از ریشه «زخر» (به معنی پر شدن و موج زدن دریا) گرفته شده و استعاره از لبریز شدن فرد از خودخواهی و طغیان غرور است.
جمعبندی و توضیح کامل تزخور
واژهٔ «تزخور» که شکل اصلی آن در متون لغوی کهن به صورت مصدری «تَزَخْوُر» ثبت شده، یک واژهٔ وامگرفته از زبان عربی است. این کلمه از ریشهٔ سهحرفی «ز-خ-ر» مشتق شده که در معنای نخستین خود به پر شدن، لبریز شدن و به اوجِ شادابی و طغیان رسیدنِ آب دریا یا گیاهان اشاره دارد. با این حال، در باب تفعل به یک مفهوم ثانویه و مجاز رفتاری دلالت میکند.
در کاربرد معنایی، تزخور به معنای فخرفروشی، تکبر ورزیدن، نازیدن به مال و منال، و خود بزرگبینی است. همچنین در برخی منابع به معنای سخن گفتن همراه با تهدید و خطونشان کشیدنِ آمیخته با غرور آمده است که نشاندهندهٔ اوج ادعای یک فرد در برابر دیگران است.
این واژه اگرچه در زبان فارسی امروز کاربرد روزمره ندارد و یک واژهٔ غیرمعیار یا مهجور به شمار میرود، اما در فرهنگهای لغت کهن نظیر لغتنامه دهخدا ارزشی دانشنامهای دارد و به عنوان یک پاسخ دقیقِ پنجحرفی در جدول کلمات متقاطع برای مفاهیمی همچون تفاخر و کبر استفاده میشود.