یعنی چه
این واژه در متون کهن و اشعار کلاسیک به حالتِ شیون و زاری نوحهگران اشاره دارد. ترکیبی است از شبهجملهٔ تفجع و ندبه همراه با پسوند حالیه که رفتار سوگواران را توصیف میکند.
تلفظ
تلفظ این واژه اصیل و فخیم به صورت فک اضافه و با صدای کشیده در بخش میانی است: [vāršīdāh konān].
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول همین عبارت ۱۲ حرفی «وارشیداه کنان» است که به عنوان قید حالت سوگواری شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات فوق به خوبی حسِ سوگواری، گریه و ناله قرون وسطایی یا ادبی را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی از مشتقات نوحه و عویل برای رساندن این مفهومِ تفجع استفاده میشود.
به فارسی
معادلات دقیق این واژه در زبان فارسی معیار، کلماتی نظیر مویهکنان، گریهکنان و شیونکنان هستند که همگی حالت استمرار در گریه و زاری را نشان میدهند.
نماد چیست
این عبارت در تحلیل نمادین ادبیات، تجسمی از اوج رنج بشری، اندوه عمیق مرگ و سنن تشریفاتی عزاداری در مناطق اران و شروان است.
جمعبندی و توضیح کامل وارشیداه کنان
عبارت «وارشیداه کنان» یک ترکیب کنایی، آوامحور و بسیار نادر در شعر کلاسیک فارسی است که مشخصاً در اشعار خاقانی شروانی (شاعر قرن ششم هجری) به چشم میخورد. بر اساس مستندات لغتنامه دهخدا، این واژه یک قید مرکب حالیه است که رفتار و گفتار زنان نوحهگر را در مجالس ماتم توصیف میکند. بخش اول آن یعنی «وارشیداه» (یا وارشیدا) اصطلاحی شبهجمله (مانند وااسفا یا واویلای عربی) بوده که هنگام مرگ جوانان رشید یا عزیزان با ترکیبِ «وا» تفجع و «رشید» و «آه/الف ندبه» سر داده میشده است.
اگرچه برخی از تحلیلگران معاصر با نگاه به گویشهای شمالی ایران (مانند زبان مازندرانی که در آن وارش به معنی باران است)، آن را به کنایه «گریستن و ناله کردن در حال بارش باران» معنا کردهاند، اما ریشه اصیل و شواهد شعری خاقانی، پیوند محکم این واژه را با سنتهای فخیم نوحهگری و اصطلاحات محلی سوگواری در مناطق اران و شروان تایید میکند. این کلمه نمونهای برجسته از واژگان تصویری و باستانگرایانه در شعر سبک آذربایجانی است.