یعنی چه
در منطق سنتی (ارسطویی/سینوی)، «موجهات مرکبه» به قضایایی گفته میشود که برخلاف موجهات بسیطه، حقیقت آنها از ترکیب دو قضیه (یک قضیه موجبه و یک قضیه سالبه) تشکیل شده است. در این قضایا، جزء اول صراحتاً در کلام ذکر میشود و جزء دوم با قیدهایی مانند «نه دائماً» (لادوام ذاتی) یا «نه ضرورتاً» (لاضرورت ذاتی) به صورت ضمنی بیان میشود تا احتمال دیگر را نفی کند.
تلفظ
این عبارت به صورت [مُ وَج ْ جَ ها تِ مُ رَک ْ کَ بَ] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ ۱۱ حرفی جدول برای این مفهوم دقیقاً خود واژه «موجهات مرکبه» است. از اقسام اصلی آن میتوان به مشروطه خاصه (۱۱ حرف) یا عرفیه خاصه (۹ حرف) اشاره کرد.
به انگلیسی
در منطق مدرن (Modal Logic) برای اشاره به گزارههای وجهی که ساختار ترکیبی دارند از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که منطق سنتی جهان اسلام به زبان عربی تدوین شده، این اصطلاح عیناً در متون کهن به کار رفته است.
به فارسی
معادل روان و سره فارسی آن «قضایای مرکب جهتدار» یا «گزارههای ترکیبی وجهی» است که نشاندهنده وجود قیدهای وجهی (مانند ضرورت و امکان) در یک ساختار چندگانه است.
نماد چیست
در منطق سنتی نماد فرمال یکسانی نداشتند و معمولاً با افزودن قیودی مثل (.د) یعنی «لا دائماً» در حاشیه متمایز میشدند. اما در منطق موجهات جدید، این قضایا را با ترکیب عملگرهای ضرورت ($\Box$) و امکان ($\Diamond$) همراه با نقیض ($\neg$) و ادوات منطقی مانند عطف ($\wedge$) و شرطی ($\rightarrow$) نشان میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل موجهات مرکبه
اصطلاح «موجهات مرکبه» یکی از مباحث تخصصی و کلیدی در منطق سنتی (ارسطویی/سینوی) است. قضایای موجهه به طور کلی قضایایی هستند که در آنها جهتِ نسبت (مانند ضرورت، امکان، دوام و...) ذکر شده است. تفاوت نوع «مرکبه» با نوع «بسیطه» در این است که قضایای مرکبه در باطن و حقیقت خود شامل دو حکم متقابل (یکی اثباتی و دیگری سلبی) هستند، هرچند در ظاهر یک جمله به نظر برسند.
به عنوان مثال وقتی گفته میشود «هر درختی تا زمانی که درخت است ضرورتاً رشد میکند، نه دائماً»، ما با یک قضیه مرکب روبهرو هستیم؛ زیرا هم صراحتاً ضرورت رشد را در زمان درخت بودن بیان کرده (مشروطه عامه) و هم به طور ضمنی با قید «نه دائماً» اشاره میکند که این رشد همیشگی و جاودان نیست (مطلقه عامه). این اصطلاح کاملاً فلسفی و منطقی بوده و کاربرد قرآنی مستقیم ندارد.
مهمترین اقسام این قضایا در کتب منطقی شامل مشروطه خاصه، عرفیه خاصه، وجودیه لاضروریه، وجودیه لادائمه و ممکنه خاصه است که هر کدام ابزار دلالتی دقیق برای سنجش ارزش گزارهها در استدلالهای پیچیده محسوب میشوند.