یعنی چه
این واژه در متون کهن به دو صورت معنایی کاربرد دارد؛ نخست به عنوان شکل کمکاربرد و ادبی از ریشه «برخاستن/برخیزیدن» به معنی قیام کردن و بلند شدن، و دوم به عنوان فعل مرکب از پیشوند «بر» (به سمت بالا) و «خزیدن» به معنی حرکت کردن روی شکم به سمت بالا.
تلفظ
تلفظ این واژه با فتح باء و راء، فتح خاء، کسر زاء و فتح دال صورت میگیرد (bar-khazi-dan).
در جدول
پاسخ دقیق برای این واژه در جدول ۷ حرف دارد. با توجه به راهنمای طراح جدول، ممکن است به معنای بلند شدن یا خزیدن به بالا اشاره داشته باشد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه را همخانواده برخاستن بگیریم یا مشتق از خزیدن، معادلهای انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای اول از افعال قیام و برای معنای دوم از ترکیب فعل زحف (خزیدن) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل برخاستن، ایستادن، بلند شدن، فراخزیدن و بالاخزیدن است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، مفاهیم همخانواده با این واژه (مانند برخاستن و خیزش) همواره نماد تحول، بیداری جسمی و روحی، آغاز حرکت و ایستادگی در برابر سستی بودهاند.
جمعبندی و توضیح کامل برخزیدن
واژهٔ «برخزیدن» از جمله واژههای کهن، کمکاربرد و ظریف زبان فارسی است که در بررسیهای لغوی دو رویکرد معنایی متفاوت برای آن ذکر شده است. در دیدگاه نخست و بر اساس ریشههای ادبی کلاسیک، این کلمه صورتی متمایز و همخانواده با فعل «برخاستن» و «برخیزیدن» به شمار میرود که معنای بلند شدن از جا، بیدار شدن و قیام کردن را متبادر میسازد.
در دیدگاه دوم واژهشناسی، این فعل از ترکیب پیشوند «بر» بهمعنای بالا و فعل «خزیدن» ساخته شده است که دقیقاً معنای حرکت کردن به سمت بالا روی شکم یا سینه (بالاخزیدن) را میدهد. این واژه کاملاً ریشه در زبان فارسی اصیل دارد و نباید معنای حرکتی آن را با افعال استاندارد امروزی اشتباه گرفت.
در مجموع، این کلمه در جدول کلمات متقاطع دقیقاً یک پاسخ ۷ حرفی است و شناخت ابعاد معنایی آن به درک بهتر متون کهن و ساختارهای دستوری زبان فارسی کمک شایانی میکند.