یعنی چه
متملقین جمع واژهٔ متملّق است و به افرادی اشاره دارد که با چربزبانی، ستایشهای اغراقآمیز و رفتارهای ظاهراً مهربانانه، تلاش میکنند دل صاحبان قدرت یا ثروت را به دست آورند تا به منافع شخصی خود برسند.
تلفظ
این واژه به صورت [mo-ta-mal-le-ghin] تلفظ میشود و تشدید روی حرف «ل» قرار دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «متملقین» دقیقاً یک پاسخ ۷ حرفی است و معمولاً به عنوان معادل کلماتی چون چاپلوسان یا مجیزگویان خواسته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی برای این مفهوم وجود دارد که رایجترین آنها Flatterers و Sycophants است.
به عربی
این کلمه خود ریشهٔ عربی دارد و از باب تفعل (تملّق) گرفته شده و جمع مکسر یا سالم آن در عربی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه عبارتند از: چاپلوسان، مجیزگویان، چربزبانان، سالوسان، کاسهلیسان، مداهنهگران و بادمجان دورقابچینها.
در قرآن
خود واژهٔ «متملقین» در قرآن نیامده است، اما مفهوم ستایشخواهی بیجا در آیه ۱۸۸ سوره آلعمران («وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا») نکوهش شده است. همچنین واژه «إملاق» (فقر شدید) از همین ریشه است، چرا که فقر گاهی انسان را به ملق و چاپلوسی میکشاند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، متملق نماد انسان منفعتطلب، فاقد صداقت و وابسته به قدرت است. در تمثیلها، اصطلاح «بادمجان دورقابچین» یا حیواناتی مانند «بوقلمون» (به نشانه تغییر رنگ و موضع) نمادهای این جریان رفتاری هستند.
جمعبندی و توضیح کامل متملقین
واژهٔ متملقین که از ریشهٔ عربی «م ل ق» گرفته شده، در ادبیات اجتماعی و فرهنگی ما به گروهی از افراد اشاره دارد که با ابزارِ زبانبازی و ستایشهای مبالغهآمیز، تلاش میکنند خود را به صاحبان قدرت و ثروت نزدیک کنند. این رفتار نوعی نفاق مدرن یا سنتی است که هدف اصلی آن نه قدردانی واقعی، بلکه کسب منافع شخصی، ارتقای جایگاه یا در امان ماندن از آسیبهاست.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین، برای این کلمه مترادفهایی همچون چاپلوسان، مجیزگویان و کاسهلیسان ذکر شده است. اگرچه تملق ریشهای اخلاقی و روانی دارد، اما پیامدهای آن در جامعه به فساد اداری، تصمیمگیریهای غلط مدیران و انزوای افراد راستگو و متخصص منجر میشود.
در فرهنگ عامه و ادبیات کنایی فارسی، اصطلاحاتی مثل بادمجان دورقابچین یا مالهکش نمونههای زندهای از توصیف عملکرد متملقین هستند. این کلمه در ساختار ساخت واژگانی خود ۷ حرف دارد و در متون کلاسیک همواره بار معنایی کاملاً منفی و ضداخلاقی به همراه داشته است.