یعنی چه
«دار و بگیر» (یا داروگیر) یک ترکیب عامیانه و قدیمی در زبان فارسی است که به معنای غوغا، کرّوفر، گیرودار، و جنگ و جدال به کار میرود. این اصطلاح از فرمانهای نظامی میدان جنگ (دار به معنی نگه دار/بزن و بگیر به معنی اسیر کن) گرفته شده است. در کاربردهای جدیدتر سیاسی و اجتماعی، این واژه کنایه از فضای امنیتی، یورش، و بازداشت و دستگیری گسترده (بگیر و ببند) است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «دَار وُ بَگِیر» است که واو عطف در میان آن به صورت ضمه خفیف (-و-) ادا میشود و در متون کهن گاهی به صورت سرهم یعنی «داروگیر» نیز ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۸ حرف دارد (با احتساب فاصله یا واو عطف). از طراحان جدول ممکن است به عنوان راهنما از عباراتی چون «غوغای جنگ»، «گیرودار نبرد» یا «یورش و دستگیری» استفاده کنند.
به انگلیسی
بسته به معنای مورد نظر، در مراجع مدرن سیاسی از crackdown یا arrest operation و در متون کلاسیک و ادبی از واژگانی چون turmoil و clamor استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای کاربرد معاصر معادلهایی چون حملات دستگیری و برای کاربرد سنتی و حماسی عبارات مربوط به معرکه و شلوغی جنگ به کار میرود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل «گیرودار»، «داروگیر»، «بگیر و ببند»، «آشوب»، «درگیری»، «هیاهو»، «کرّوفر» و «کارزار» است. متضادهای آن نیز واژگانی چون «آرامش»، «صلح»، «سکون» و «امنیت» هستند.
در قرآن
این کلمه یک اصطلاح کاملاً فارسی، عامیانه و ادبی-تاریخی است؛ بنابراین هیچ ریشه، مشتق یا کاربردی در متن قرآن مجید و اصطلاحات قرآنی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل دار و بگیر
واژه «دار و بگیر» یک ترکیب اصیل، مرکب و عامیانه در زبان فارسی است که ریشه در فرمانهای نظامی دوران کهن دارد. در میدان نبرد، با ترکیب دو فعل امر «دار» (نگه دار یا بزن) و «بگیر» (اسیر کن)، این اصطلاح برای توصیف اوج شلوغی، هیجان، کَرّوفر و غوغای جنگ ساخته شد و شعرایی مانند فرخی سیستانی نیز از صورت سرهم آن (داروگیر) در اشعار خود بهره بردهاند.
در سیر تحول زبان و کاربردهای معاصر، بار معنایی این واژه تغییر یافته و امروزه بیشتر در ادبیات سیاسی و اجتماعی به کار میرود. در فضای امروز، «دار و بگیر» کنایهای از ایجاد فضای امنیتی، یورشهای ناگهانی، و عملیات گسترده دستگیری و بازداشت (بگیر و ببند) است که نمادی از کنترل، قدرت و آشوبهای اجتماعی به شمار میرود.
این اصطلاح کاملاً ساختار فارسی دارد و از ترکیب بنهای فعلی «داشتن» و «گرفتن» شکل گرفته است؛ به همین دلیل در زبانهای دیگر مانند عربی معادل مستقیم ندارد و بر اساس سیاق متن به مفاهیمی چون سرکوب یا غوغای جنگ ترجمه میشود.