معنی
سستی در لغت به معنای کمشدن نیرو، توان و کارایی در یک شیء یا انسان است. این واژه میتواند به شل بودن فیزیکی یک جسم، یا رخوت و بیحالی در ساختار روانی و رفتاری انسان اشاره داشته باشد.
یعنی چه
عبارت سستی زمانی به کار میرود که نیروی محرکه، پایداری، عزم یا اتصال محکم در چیزی از بین رفته باشد یا کاهش یافته باشد؛ مانند سستی در عزم یا سستی در پیوندها.
مترادف
واژگان متعددی در زبان فارسی بار معنایی سستی را به دوش میکشند که بسته به متن، از تنبلی رفتاری تا ضعف فیزیکی را شامل میشوند.
متضاد
کلماتی که در نقطه مقابل سستی قرار دارند، نشاندهنده پایداری، محکم بودن و انرژی بالا در عمل یا ساختار هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه واژه پهلوی سست مشتق شدهاند و معنای شلی و عدم ثبات را در خود دارند.
ریشه
واژه سستی یک واژه اصیل ایرانی است. ریشه آن به شکل sust در زبان فارسی میانه وجود داشته و با اضافه شدن پسوند «ـی» حاصلمصدر، به شکل امروزی درآمده است.
جمله سازی
در جدول
در جداول شرح در متن یا کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف درخواستی و راهنمای طراح، واژههای سستی، فتور، رخوت یا وهن گزینههای اصلی هستند.
به انگلیسی
بر اساس کاربرد مد نظر در جملات انگلیسی، واژگان متفاوتی برای انتقال مفهوم سستی وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل سستی
واژه سستی یکی از کلمات ریشهدار و اصیل زبان فارسی است که ابعاد معنایی گستردهای دارد. این واژه در بعد مادی به کاهش استحکام، شل شدن اتصالات و ضعف فیزیکی اجسام یا بدن انسان اشاره میکند؛ در حالی که در بعد روانی، اخلاقی و رفتاری، نشاندهنده تنبلی، کاهلی، کمبود اراده و بیانگیزگی است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی و همچنین در متون دینی، سستی به عنوان یک ویژگی ناپسند شمرده شده که مانع پیشرفت و پویایی فرد و جامعه میشود. در مقابل این مفهوم، همواره واژگانی چون استواری، عزم راسخ، نشاط و همت بالا قرار دارند که انسان را به تلاش بیشتر دعوت میکنند.