یعنی چه
عبارت «خجل گشتن» به معنای دچار شرمساری شدن، منفعل شدن، سرافکنده شدن و احساس حیا و خجالت کردن از رفتار، گفتار یا یک موقعیت خاص است که فرد در آن قرار گرفته است.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت مصدری به صورت خَجِل گَشتَن (kha-jel gash-tan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «خجل گشتن» دقیقاً ۷ حرف دارد. با توجه به تعداد حروفِ خانههای جدول، معادلهای دیگری مانند شرمنده شدن یا بور شدن نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی معمولاً از عباراتی که حالت روحی شرمندگی و دستپاچگی را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
ریشه بخش اول این ترکیب از فعل ثلاثی مجرد «خَجَلَ» در زبان عربی گرفته شده است که به معنی شرمگین شدن و درمانده شدن از شدت حیا است.
به فارسی
واژههای اصیل و ترکیبهای هممعنی فارسی برای این عبارت شامل شرم داشتن، سرافکنده گشتن، بور شدن و عرق شرم بر پیشانی نشستن است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، خجل گشتن با نشانههای فیزیکی مانند «سر به زیر انداختن» یا «سرخ شدن و عرق کردن روی» تصویر میشود؛ همانطور که سعدی میگوید: «نشست از خجالت عرق کرده روی / که آیا خجل گشتم از شیخ کوی». این مفهوم در بافت فرهنگی گاهی نشانه ادب و فروتنی و گاهی نشانه ضعف در اعتمادبهنفس تلقی میگردد.
جمعبندی و توضیح کامل خجل گشتن
عبارت «خجل گشتن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «خجل» (به معنی شرمسار و درمانده از حیا) و فعل واژگون و اصیل فارسی «گشتن» ساخته شده است. این اصطلاح روحیهای را توصیف میکند که در آن فرد بر اثر رفتار خود یا قرار گرفتن در یک موقعیت خاص، دچار احساس شرمندگی، دستپاچگی و سرافکندگی میشود.
اگرچه ریشه کلمه خجل عربی است، اما خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته و برای بیان مفاهیم مشابه از واژههایی چون «حیاء» یا «خِزی» (به معنی خواری و شرمندگی) استفاده شده است. در فرهنگ و ادبیات فارسی، خجل گشتن پیوند عمیقی با مفاهیمی چون فروتنی و پاسداشت حرمتها دارد و نماد فیزیکی آن در شعر شاعران بزرگ، سر به زیر افکندن و نشستن عرق شرم بر پیشانی است.