یعنی چه
مستسقی در لغت به معنی کسی است که طلب آب میکند. در طب سنتی و زبان عامیانه، به بیماری اطلاق میشود که به دلیل ابتلا به استسقاء (آسیت یا اِدم) دچار عطش مفرط شده و با وجود نوشیدن آب فراوان، هرگز سیراب نمیشود.
تلفظ
این واژه از ریشه عربی سقی در باب استفعال ساخته شده و به صورت مُستَسقی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه مستسقی به عنوان پاسخ برای راهنماهای ۶ حرفی مانند «بیمار تشنه» یا «طلبکننده باران» به کار میرود.
به انگلیسی
در متون پزشکی کهن و معادلهای تخصصی از واژه Hydropic یا Dropsical استفاده میشود و در معنای لغوی آن Water-seeker دقیقترین برگردان است.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا به شکل ترکیب وصفی برای بیمار به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل «آبخواه»، «آبجو» و «تشنهٔ سیرناشدنی» است که بسته به متنِ کاربرد آن انتخاب میشوند.
در قرآن
عین واژه «مستسقی» در قرآن نیست؛ اما فعل «اسْتَسْقَىٰ» از همین ریشه، دو بار برای حضرت موسی (ع) و قومش به معنی «طلب آب کرد» آمده است؛ مانند آیه ۶۰ سوره بقره: «وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ».
نماد چیست
در ادبیات فارسی، بهویژه در اشعار مولانا و سعدی، مستسقی کنایه و نمادی از عاشقی است که هرچه از معرفت یا وصال معشوق مینوشد، تشنهتر میشود و این عطش پایان ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل مستسقی
واژه «مستسقی» ریشه در زبان عربی دارد و اسم فاعل از باب استفعال است. این کلمه در دو قلمرو معنایی کاملاً متمایز کاربرد دارد؛ در طب سنتی به بیماری گفته میشد که به دلیل تجمع مایعات در بافتهای بدن (آسیت یا اِدم) به تشنگی مفرط دچار بود و هرچه آب مینوشید سیراب نمیشد. در معنای لغوی و عمومی نیز به هر شخص آبخواه یا بارانخواه اطلاق میگردد.
در ادبیات و عرفان ایرانی، شاعران بزرگی چون مولانا از احوال این بیمار الهام گرفته و آن را به نمادی برای «عشق بیحد و حصر» و «طلب دائم» تبدیل کردهاند. مستسقی در شعر فارسی نماد انسانی است که در مسیر حقیقت یا عشق، دچار عطشی مفرط و مقدس شده که حتی سیراب شدن ظاهری نیز نمیتواند شعله نیاز او را خاموش کند.