معنی
شخصیت به معنی ویژگیهای باطنی و پایدار انسان است که هویت فردی او را شکل میدهد. این واژه در کاربرد اجتماعی به معنای اعتبار، شرافت، بزرگواری و داشتن مرتبه بلند نیز به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و روانشناسی، شخصیت یعنی منش و الگوهای عاطفی-رفتاری فرد که باعث میشود در موقعیتهای مختلف رفتاری منحصربهفرد از خود نشان دهد؛ گویی اثر انگشت روحی انسان است.
مترادف
این واژهها در متون ادبی، روانشناسی و اجتماعی هممعنی شخصیت هستند.
متضاد
این کلمات در تضاد با مفهوم داشتن منش، اعتبار اجتماعی یا ساختار استوار روانی قرار دارند.
هم خانواده
واژههایی که با شخصیت از یک ریشه لغوی مشترک مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «شخص» (به معنی فرد یا اندام ظاهرشده هر چیز) گرفته شده و با افزودن پسوند «یت» در فارسی و عربی معاصر ساخته شده است تا مفهوم اصطلاحی Personality را پوشش دهد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده، واژههای فوق جایگزین میشوند.
به انگلیسی
ریشه واژه Personality به لغت لاتین Persona بازمیگردد که به معنی ماسک و نقابی است که بازیگران تئاتر باستان بر چهره میزدند.
جمعبندی و توضیح کامل شخصیت
واژه شخصیت یکی از کلیدیترین مفاهیم در زبان فارسی، روانشناسی و علوم اجتماعی است که سیر تحول جالبی را طی کرده است. در گذشته و میان قدما، این کلمه بیشتر به معنای بزرگواری، شرافت، رتبه و رفعت اجتماعی به کار میرفت؛ اما در دوران مدرن، معنای آن توسعه یافت و به عنوان برابری برای واژه غربي شخصیت (Personality) پذیرفته شد. امروزه این کلمه به مجموعه الگوهای پایدار فکری، عاطفی و رفتاری اطلاق میشود که فردیت و هویت مستقل هر انسان را میسازد.
از منظر فرهنگی و مذهبی، با اینکه خودِ کلمه شخصیت در متن قرآن کریم نیامده است، اما دقیقترین مفهوم معادل آن واژه «شاکله» است که در آیه ۸۴ سوره اسراء به آن اشاره شده؛ جایی که میفرماید هر کس طبق ساختار روانی و خلقوخوی خود عمل میکند. نمادهای سنتی شخصیت مانند ماسکهای تئاتر باستان نشاندهنده ابعاد بیرونی آن در جامعه هستند، در حالی که در دنیای امروز، اثر انگشت به عنوان نمادی از منحصربهفرد بودن شخصیت هر انسان شناخته میشود.