معنی
در علوم سیاسی و روابط بینالملل، هژمون به بازیگر، کشور یا قدرتی اطلاق میشود که از نظر نظامی، اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی بر سایرین تفوق و برتری دارد و میتواند نظم و جهتگیریهای بینالمللی را به نفع خود هدایت و کنترل کند.
یعنی چه
این اصطلاح برای توصیف وضعیتی به کار میرود که در آن یک ابرقدرت یا بازیگر اصلی، توانایی تحمیل اراده، قوانین و فرهنگ خود را بر دیگر جوامع یا کشورها دارد، بهطوری که دیگران ناگزیر به پیروی از نظم ترسیمشده توسط او هستند.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از کلمهٔ یونانی باستان «hēgemōn (ἡγεμών)» به معنای رهبر، راهبر و فرمانده مشتق شده است که خود از فعل «hēgeisthai» به معنی رهبری کردن و پیشوایی کردن میآید. در تاریخ باستان، این واژه برای توصیف تسلط یک شهر-دولت مانند اسپارت یا آتن بر دیگر شهرهای یونان به کار میرفت.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، واژه هژمون به عنوان پاسخ برای سوالاتی نظیر «قدرت مسلط»، «ابرقدرت سیاسی» یا «سلطهگر روابط بینالملل» استفاده میشود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون تخصصی علوم سیاسی انگلیسی، از واژه Hegemon برای بازیگر مسلط و از Hegemony برای وضعیت یا مفهوم سلطه (هژمونی) استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل هژمون
واژه هژمون اصطلاحی کلیدی در علوم سیاسی و روابط بینالملل است و به دولت یا بازیگری اشاره دارد که به چنان درجهای از قدرت و نفوذ دست یافته که میتواند اراده، قوانین، ساختار اقتصادی و ارزشهای فرهنگی خود را بر سایر اعضای جامعه جهانی تحمیل کند. این کلمه ریشهای یونانی دارد و در باستان به رهبران یا شهرهای مسلط اتلاق میشد، اما در دوران مدرن، بهویژه با نظریات متفکرانی چون آنتونیو گرامشی، ابعاد معنایی عمیقتری پیدا کرد و نشان داد که سلطه تنها از طریق تفنگ و موشک اعمال نمیشود، بلکه اقناع فرهنگی و فکری نیز بخشی از ابزار کار یک هژمون است.
تفاوت ظریف هژمون با یک امپراتوری سنتی در این است که هژمون لزوماً تمام سرزمینها را بهطور مستقیم فتح یا ضمیمه خاک خود نمیکند، بلکه نظمی جهانی یا منطقهای میسازد که در آن همه بازیگران به دلیل وابستگی یا ناتوانی، از قواعد بازی او پیروی میکنند. در حقیقت، هژمون مرکز ثقل و تنظیمکننده اصلی نظم بینالمللی در یک دوره تاریخی خاص به شمار میرود.