معنی
سحاب در زبان فارسی و عربی به معنای ابر است. این واژه به تودههای متراکم بخار آب در آسمان اشاره دارد که منشأ بارش باران و برف هستند و در ادبیات به عنوان نماد بخشندگی شناخته میشوند.
یعنی چه
در اصطلاح، سحاب به معنای ابرها یا تودهٔ ابری است که در آسمان حرکت میکند. این کلمه به صورت اسم جمع یا اسم جنس جمعی به کار میرود و بر پدیدهای طبیعی که مایهٔ حیات و بارندگی است، دلالت دارد.
مترادف
این کلمات همگی در زبانهای فارسی و عربی برای اشاره به پدیدهٔ ابر و تودههای بارانزا به کار میروند.
متضاد
واژههای صاحی و صهو در عربی به معنای آسمان بیابر و درخشان هستند که از نظر حالت آسمان، متضاد سحاب (آسمان ابری) محسوب میشوند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی «س-ح-ب» مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون ابر منفرد، ابرها و کشیدگی در ارتباط هستند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است. در لغت به معنی «کشیدن» یا «به حرکت درآوردن» است؛ علت این نامگذاری آن است که ابرها توسط باد در آسمان کشیده و جابهجا میشوند، یا اینکه گویی آب را همراه خود میکشند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طراح به دنبال واژهای ۴ حرفی به معنی ابر یا میغ باشد، «سحاب» یا «غمام» پاسخهای اصلی هستند.
به انگلیسی
رایجترین معادل این کلمه در زبان انگلیسی واژه Cloud است که برای انواع ابرها استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سحاب
واژه «سحاب» یک کلمه ریشهدار عربی است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده و به معنای ابر یا تودهای از ابرهاست. ریشه لغوی آن به معنای کشیدن و متمایل شدن است و به این دلیل ابر را سحاب نامیدهاند که باد آن را در پهنه آسمان به حرکت درمیآورد و میکشد. در ادبیات فارسی، سحاب جایگاهی بسیار والا و نمادین دارد و معمولاً کنایه از بخشندگی، جود، سخاوت بیمنت و رحمت الهی است؛ چنانکه ترکیبهایی مثل «سحابِ رحمت» مکرراً در اشعار کلاسیک به کار رفتهاند.
این واژه در قرآن کریم نیز ۹ بار ذکر شده است و در آیاتی مانند آیه ۱۶۴ سوره بقره، از آن به عنوان پدیدهای مسخر میان آسمان و زمین یاد میشود که نشانهای از تدبیر الهی برای حیات بخشیدن به طبیعت است. مفرد این واژه «سحابة» به معنای یک تکه ابر و جمعهای آن «سُحُب» و «سَحائب» است که کاربردهای فراوانی در متون کهن دارند.