یعنی چه
در طب قدیم و فلسفه طبیعی، قوت غاذیه (یا قوه غاذیه) به نیرویی زیستی اطلاق میشود که وظیفه دارد غذا را پس از ورود به بدن تغییر شکل داده، آن را شبیه به بافت و جوهر اعضای بدن سازد و به عضو بچسباند تا جایگزین بخشهای تحلیلرفته بدن (بدل ما یتحلل) شود.
تلفظ
این اصطلاح از دو واژه عربی ترکیب شده و در زبان فارسی با کسرِ اضافه به صورت «قُوَّتِ غاذِیِه» (quvvate ghāziyeh) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح ۸ حرف دارد. مفاهیم همردیف آن شامل نفس نباتی یا قوای طبیعی بدن است.
به انگلیسی
در برگردان متون ارسطویی و فلسفه مشاء (مانند آثار ابنسینا) به زبان انگلیسی، بیشتر از اصطلاح Nutritive faculty استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای روان فارسی این اصطلاح شامل «نیروی تغذیهکننده بدن»، «قوه تغذیه» و «نیروی غذاده» است که ساختار جذب و بازسازی بافتها را توصیف میکند.
در قرآن
ترکیب «قوت غاذیه» یک اصطلاح علمی، طبی و فلسفی انتزاعی است که در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اگرچه مفاهیم همریشه و مرتبطی مانند طعام، رزق و قوت (به معنی روزی و توان) در آیات مختلف به چشم میخورند.
نماد چیست
در حکمت اسلامی و درخت قوای نفس ابنسینا و ملاصدرا، این قوه نماد و شاخصه اصلی «نفس نباتی» است؛ یعنی پایینترین مرتبه حیات که میان گیاهان، حیوانات و انسانها مشترک بوده و مظهر رشد، بقا و بازسازی جسم است.
جمعبندی و توضیح کامل قوت غاذیه
قوت غاذیه (یا قوه غاذیه) از اصطلاحات کلیدی و بنیادین در فلسفه مشاء، کتاب شفای ابنسینا و سیستم طب سنتی ایران است. این قوه به عنوان یک نیروی تدبیرکننده در بدن شناخته میشود که وظیفه اصلی آن، دگرگون ساختن غذا و تبدیل آن به خلطها و بافتهای صالح بدنی است تا جایگزین مواد از دست رفته و تحلیلرفته جسم گردد.
در نظام تقسیمبندی قوای طبیعی، قوه غاذیه یک قوه «مخدوم» یا رئیس به شمار میرود که چهار قوه خادمِ دیگر شامل قوای «جاذبه» (جذبکننده)، «ماسکه» (نگهدارنده)، «هاضمه» (هضمکننده) و «دافعه» (دفعکننده) تحت فرمان آن عمل میکنند تا چرخه کامل تغذیه سلولی و بافتی در بدن موجود زنده به درستی محقق شود.
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و از ترکیب «قوت» (نیرو) و «غاذیه» (اسم فاعل مؤنث از ریشه غِذاء) پدید آمده است. در زیستشناسی مدرن، میتوان کارکرد این قوه را با فرآیندهای آنابولیسم (سازندگی در متابولیسم) و جذب مواد مغذی در بافتهای زنده همپوشان دانست.