یعنی چه
ترنگانیدن یک فعل سببی و کهن در زبان فارسی است که به معنای ایجاد صدا و طنین ناگهانی (بهویژه با کشیدن و رها کردن زه کمان در هنگام تیراندازی یا زخمه زدن به سیمهای ساز) و همچنین مجازاً به معنی جهاندن، تحریک کردن و به حرکت درآوردن به کار میرود.
تلفظ
این واژه مصدری جعلی (متعدیکننده) است که از اسمصوت «ترنگ» گرفته شده و به صورت تَ رَ نْ گا نِ دَ نْ (tarangānidan) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این پرسش که به معنای به صدا درآوردن زه کمان یا طنینانداز کردن است، واژه ۹ حرفی «ترنگانیدن» یا شکل کوتاهشده ۸ حرفی آن یعنی «ترنگاندن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه twang دقیقاً همان مفهوم صوتی رها شدن چله کمان یا به ارتعاش درآوردن سیمهای موسیقی را منتقل میکند.
به ترکی
برای انتقال مفهوم این واژه در ترکی، افعالی که به طنین صوتی سیم و ساز یا چله کمان اشاره دارند به کار میروند.
به فارسی
در برگردان و شرح سادهٔ این واژه به فارسی امروز، میتوان از عباراتی چون به ارتعاش درآوردن، نواختن (در حوزه موسیقی)، تحریک کردن و کشیدن و رها کردن چله کمان استفاده کرد.
نماد چیست
این واژه به عنوان یک فعل صوتی-حرکتی، نماد مستقل اسطورهای ندارد؛ اما در بستر متنهای حماسی و ادبی نمادِ آغاز نبرد (صدای کمان و شمشیر)، تحرک و هیجان ناگهانی و یا طنین موسیقیایی تنبور و تار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ترنگانیدن
واژهٔ «ترنگانیدن» (یا شکل کوتاهشدهٔ آن «ترنگاندن») یک مصدر سببی و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در «اسمصوت» (آوا-تقلید) دارد. واژهٔ پایهٔ آن یعنی «ترنگ»، تقلید صوتیِ آوای رها شدن تیر از کمان یا زخمه زدن به سیم ساز است که با اضافه شدن پسوند مصدری، به یک فعل متعدی تبدیل شده است. در گذشته تیراندازان پیش از شروع نبرد یا برای سنجش کیفیت کمان، چلهٔ آن را به حرکت درمیآوردند که به این عمل «ترنگانیدن کمان» میگفتند.
این واژه از نظر کاربردی یک لغت کهن، ادبی و منسوخ در زبان فارسی به شمار میرود و در زبان گفتاری و نوشتاری امروز بسیار نادر است. با این حال، به دلیل ساختار آوایی و معنای دقیقی که در توصیف ارتعاش و تولید صدای طنینانداز دارد، در متون حماسی و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است.