معنی
واژه بعید در لغت به معنای دور از نظر مسافت یا زمان است و در کاربرد رایج به امور نامحتمل، غیرمنتظره و دور از ذهن که وقوع آنها بعید به نظر میرسد، اطلاق میشود.
یعنی چه
عبارت بعید است زمانی به کار میرود که احتمال رخ دادن یک اتفاق بسیار کم باشد یا یک پدیده از دسترس، ذهن یا واقعیت فاصله زیادی داشته باشد.
مترادف
واژههایی که میتوانند در جملات به جای بعید قرار گیرند و مفهوم دوری یا عدم احتمال را برسانند.
متضاد
کلماتی که مفهوم کاملاً روبرو و مخالف بعید را در زمینههای مسافت، زمان یا احتمال وقوع نشان میدهند.
هم خانواده
واژههایی که با کلمه بعید در ریشه سه حرفی ب ع د مشترک هستند و مفاهیم مرتبط با دوری و ابعاد را میسازند.
ریشه
این واژه صفت مشبهه بر وزن فعیل است که از ریشه عربی «ب ع د» به معنی دور شد، گرفته شده و به زبان فارسی وارد شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اول (ب)، سکون ع با صدای همزه و کشش حرف ی به صورت بَعید است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ رایج برای راهنمای «دور یا نامحتمل» واژه ۴ حرفی بعید است.
به انگلیسی
بسته به اینکه بعید در معنای دوری مکانی به کار رود یا عدم احتمال وقوع، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
از آنجا که خود واژه در اصل عربی است، در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا در ترکیبهای نفی احتمال استفاده میشود.
به فارسی
برگردان سره یا معادلهای اصیل فارسی این واژه کلماتی مانند دور، پرت، دوردست و ناپیدا هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بعید
واژه «بعید» یکی از کلمات پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در اصل بر دوری مسافت، زمان یا مکان دلالت میکند، اما در ادبیات روزمره و مکالمات، بیشتر در معنای مجازی آن یعنی «نامحتمل بودن» یا «دور از ذهن بودن» یک اتفاق استفاده میشود.
در متون کهن و اصطلاحات قرآنی نیز این واژه بارها به کار رفته است که هم نشاندهنده فواصل فیزیکی و هم بیانگر دوری مفاهیم و باورها از حقیقت است. نماد و مفهوم استعاری بعید در شعر فارسی اغلب تداعیکننده هجران، دسترسناپذیری آرزوها و فاصلههای عاطفی است.
شناخت مترادفها و همخانوادههای این کلمه مانند بُعد و ابعاد، به درک بهتر کاربردهای مختلف آن در جملات و همچنین حل دقیقتر سوالات لغتنامهای و جدول کلمات متقاطع کمک شایانی میکند.