معنی
ویژگی ظرف، فضا یا احساسی که آنقدر پر شده باشد که محتوای آن از لبهها و کنارههایش بیرون بریزد.
یعنی چه
این واژه کنایه از به اوج رسیدن یک وضعیت، نعمت یا احساس (مانند عشق، صبر و غم) نیز دارد.
مترادف
واژههایی که مفهوم پر بودن کامل و به حد اشباع رسیدن را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر عدم وجود محتوا یا به حد نصاب نرسیدن ظرفیت دلالت دارند.
هم خانواده
واژههایی که بر اساس بنهای واژگانیِ سازنده این صفت مرکب (لب + ریز) ساختار یافتهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة لام و سکون باء (لَبْریز) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مثل لبالب یا سرشار نیز به عنوان هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به متن، واژههای متفاوتی برای رساندن این معنا در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از مفاهیمی چون طفح و فیض برای این معنا استفاده میکنند.
به ترکی
عبارت تعبیری ترکی کاملاً لبالب بودن را به زیبایی بیان میکند.
به فارسی
یک صفت مرکب اصیل و خالص فارسی که از آمیختن «لب» (کناره) و «ریز» (بن مضارع ریختن) پدید آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل لبریز
واژهٔ «لبریز» یکی از صفات مرکب و اصیل زبان فارسی است که از ترکیب دو واژهٔ «لب» (به معنی کناره و لبهٔ ظرف) و «ریز» (از مصدر ریختن) ساخته شده است. این کلمه در معنای حقیقی خود به ظرف یا فضایی اشاره دارد که آنقدر پر شده که محتوایش در حال بیرون ریختن از لبهها است. در متون معتبر لغوی نظیر دهخدا، معین و عمید، واژههایی چون لبالب، مالامال و سرشار به عنوان مترادفهای اصلی آن معرفی شدهاند.
این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی فراتر از معنای مادی خود رفته و کارکردی نمادین پیدا کرده است؛ به طوری که نمادی از کمال، وفور نعمت و به اوج رسیدن احساسات عاطفی یا روانی به شمار میرود. تعابیری چون «دل لبریز از عشق» یا «کاسهٔ صبر لبریز شد» نمونههای بارزی از کاربرد کنایی و نمادین این واژه در زبان محاوره و شعر به حساب میآیند.
اگرچه این واژه به دلیل اصالت فارسی خود در متن قرآن کریم به کار نرفته، اما مفاهیم قرآنی نزدیکی همچون «كَأْساً دِهاقاً» (جامی پر و لبالب) دقیقاً همین حس سرشار بودن و وفور را در ذهن مخاطب بازسازی میکنند.