معنی
این کلمه دو معنای متمایز دارد: خُمار (با ضمه خ) به معنی کسالت، سردرد و رخوت ناشی از پریدن مستی شراب یا کمخوابی است. خِمار (با کسره خ) به معنی مقنعه، روسری یا پارچهای است که زنان سر خود را با آن میپوشانند.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و ادبی، خُمار به حالت بیحالی، نیاز به تجدید مستی و یا اشتیاق شدید عاشقانه (خمار عشق) گفته میشود. در زبان فقهی و عربی کلاسیک، خِمار به معنای هر نوع پوششی است که برای پنهان کردن سر و گردن به کار میرود.
مترادف
واژههای فوق بسته به نوع تلفظ (خُمار یا خِمار) به عنوان کلمات هممعنی استفاده میشوند.
متضاد
متضادهای بخش خُمار شامل هوشیاری است و متضادهای بخش خِمار به مفاهیم برهنگی اشاره دارد.
ریشه
ریشه این واژه عربی است. معنای اصلی ریشه «پوشاندن و پنهان کردن» است؛ به همین دلیل به شراب «خمر» میگویند چون عقل را میپوشاند، به پوشش سر «خِمار» میگویند چون سر را میپوشاند و «خُمار» نقاهت ناشی از آن است.
تلفظ
این کلمه دو نوع تلفظ رسمی دارد: خُمار با ضمه حرف خاء برای مبحث مستی و رخوت، و خِمار با کسره حرف خاء برای مبحث پوشش و حجاب.
در جدول
در حل جداول کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۴ حرف دارد و با توجه به راهنمای سؤال میتواند به معنای پوشش سر یا حالت سستی باشد.
به انگلیسی
برای معادلسازی دقیق باید به بافت متن توجه کرد؛ برای حالت فیزیکی واژه Hangover و برای پوشش واژههای حجاب استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه خِمار عینا برای پوشش سر به کار میرود و برای حالت خماری از تعابیری مانند صداع الخمر یا مخمور استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای مفهوم پوشش سر از واژه Başörtüsü و برای حالت رخوت پس از مستی شبانه از اصطلاح Akşamdan kalma استفاده میکنند.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی برای این واژه شامل «پسمستی» یا «مستیزدگی» در وجه اول، و «روسری»، «سرپوش» یا «چارقد» در وجه دوم است.
در قرآن
واژه «خُمُر» که جمع خِمار است، یکبار در قرآن کریم در آیه ۳۱ سوره نور آمده است: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ» که به زنان مؤمن فرمان میدهد روسری و مقنعههای خود را بر سینه و گریبان خویش فرو اندازند تا پنهان شود.
جمعبندی و توضیح کامل خمار
واژه خمار یکی از نمونههای دقیق و جذاب در زبانشناسی کلاسیک است که بسته به نوع حرکتگذاری (خُمار یا خِمار)، دو قلمرو معنایی کاملاً مجزا اما متصل به یک ریشه لغوی را ایجاد میکند. ریشه اصلی این کلمه از ماده عربی «خمر» به معنای پوشاندن و پنهان کردن گرفته شده است؛ به طوری که در حالت اول عقل را میپوشاند (شراب و پسمستی) و در حالت دوم سر و بدن را محفوظ میدارد (حجاب و روسری).
در ادبیات فارسی و عرفانی، تعابیری همچون «چشم خمار» یا «نرگس خمار» از ارکان تصویرسازیهای شاعرانه کلاسیک هستند که به زیبایی، جذابیت، نیممست بودن و دلبری معشوق اشاره دارند. این اصطلاح در شعر شاعرانی چون حافظ و سعدی نمادی از اشتیاق و نیاز مداوم عاشق به تجلی مجدد معشوق است. در فارسی امروز نیز ترکیبهایی مثل «بامداد خمار» به حالت دلتنگی و سنگینی پس از یک دوره شور و عشق اشاره دارد.
بنابر آنچه آمد، تفکیک دقیق معنایی این واژه بر اساس بافتار متن (ادبی، فقهی، عامیانه) اهمیت بالایی دارد. وجه قرآنی و فقهی آن کاملاً بر مدار پوشش و وقار زنانه میچرخد، در حالی که وجه ادبی و عامیانه آن بیشتر بر احوالات درونی، رخوت و کششهای احساسی دلالت میکند.