معنی
واژه گریزان صفت فاعلی است و به کسی یا چیزی گفته میشود که در حال گریز، فرار یا دوری گزیدن از یک موقعیت، شخص یا شیء باشد. این کلمه در معنای مجازی نیز برای ابراز بیمیلی، اجتناب و متمایل نبودن به یک موضوع به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی از چیزی گریزان است، یعنی از آن موضوع متنفر، بیزار یا بیمناک است و تلاش میکند خود را از آن دور نگه دارد یا به محض مواجهه، از آن صحنه فرار کند.
مترادف
این واژهها همگی مفهوم فرار کردن، دور شدن یا عدم تمایل و نفرت نسبت به یک چیز را میرسانند.
هم خانواده
ریشه واژگانی این کلمات از فعل فارسی میانه «گریختن» و بن مضارع «گریز» مشتق شده است.
جمله سازی
در جدول
کلمه گریزان دقیقاً ۶ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خواسته شده در جدول، کلمات هممعنی مانند متواری (۶ حرف) یا فراری (۵ حرف) نیز میتوانند پاسخ باشند.
به انگلیسی
بسته به متن، کلمات فوق معادلهای دقیقی برای توصیف فرد یا شیء گریزان هستند.
به عربی
در ترجمههای قرآن کریم، آیات مربوط به رمندگی و فرار (مانند مستنفره و نفورا) به گریزان ترجمه شدهاند.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاح yakalanması zor برای توصیف مفاهیم انتزاعی گریزان به کار میرود.
به فارسی
واژه گریزان خود یک ساختار کاملاً فارسی دارد که از بن مضارع «گریز» به همراه پسوند صفتساز «ـان» تشکیل شده و به خوبی حق مطلب را در زبان فارسی ادا میکند.
جمعبندی و توضیح کامل گریزان
واژه «گریزان» یکی از صفات اصیل و فصیح زبان فارسی است که ریشه در کارواژه «گریختن» دارد. این واژه در وهله اول حالت فیزیکی فرد یا موجودی را توصیف میکند که در حال فرار از یک خطر یا موقعیت ناخوشایند است. در این معنا، حیواناتی مانند آهو یا گورخر وحشی به دلیل سرعت بالا و روحیه رمندگی، نمادهای طبیعی موجود گریزان در ادبیات به شمار میروند.
علاوه بر کاربرد مادی، گریزان در ادبیات عرفانی و مفاهیم انتزاعی فارسی نیز جایگاه ویژهای دارد. شاعران بزرگ بارها از این واژه برای توصیف «دل ناآرام»، «عمرِ گذرا» یا «فرصتهای از دسترفته» استفاده کردهاند؛ پدیدههایی که مانند موجودی فراری، به سرعت از دست انسان رها میشوند و دوری میگزینند.
در متون دینی و ترجمههای قرآن کریم، اگرچه خود کلمه به دلیل فارسی بودن وجود ندارد، اما مفاهیمی چون رویگردانی از حق یا فرار از مرگ با واژههای عربی نظیر «نُفور» و «فِرار» بیان شدهاند که بهترین معادل فارسی برای انتقال حسِ رمیدگی و بیمیلی در آنها، همین واژه «گریزان» است.