معنی
واژه طلعت در اصل به معنای ظاهر شدن، برآمدن (مانند طلوع خورشید) و آشکار شدن است، اما در کاربرد اسمی و رایج خود به سیما، رخسار و هیئت ظاهری فرد اشاره دارد و مظهر زیبایی چهره و روشنایی است.
یعنی چه
در زبان عامه و ادبیات، وقتی از طلعت کسی سخن میگویند، منظور شکل ظاهری، جمال و نحوهی آشکار شدن و به چشم آمدنِ چهرهی اوست که غالباً با بار معنایی مثبت و فرخندگی همراه است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف ادبی و معاصر میتوانند به عنوان هممعنی و جانشین واژه طلعت قرار گیرند.
متضاد
در تقابل معنایی با ظهور و برآمدن، واژههای خفا و غروب قرار دارند و در تقابل با زیبایی چهره، زشتی مفهوم متضاد آن است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد عربی (ط-ل-ع) مشتق شدهاند و مفهوم برآمدن، آشکار شدن و آگاهی را در خود دارند.
تلفظ
این کلمه با فتح حرف طاء، سکون لام، فتح عین و سکون تاء تلفظ میشود.
در جدول
در سوالات طراحان جدول، عباراتی همچون «چهره و رخسار»، «سیما» یا «طلوع و دیدار» به عنوان راهنما آمده که پاسخ ۴ حرفی آن طلعت است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای اشاره به صورت و سیمای ظاهری از Countenance و Visage، و برای اشاره به جنبهی پدیداری و حضور از Appearance استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه به صورت «طَلْعَة» نگارش میشود و به نخستین بخشِ آشکار شده از هر چیز یا سیمای کلی انسان اطلاق میگردد.
به فارسی
معادلهای اصیل و فارسی این واژه کلمات «روی»، «دیدار»، «چهره» و «رخسار» هستند که به جای این لغت عربیالاصل استفاده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل طلعت
واژه «طلعت» از ریشهی عربی «ط-ل-ع» پدید آمده و در اصل به معنای برآمدن، آشکار شدن و نخستین جلوهی حضور هر چیز (مانند طلوع خورشید) است. با این حال، در سیر تحول زبانی و ورود به ادبیات فارسی، این واژه بیشتر صبغهای اسمی به خود گرفته و به معنای چهره، سیما، رخسار و هیئت ظاهری انسان به کار میرود.
در ادبیات عرفانی و سترگ فارسی، طلعت (بهویژه در ترکیبهای نغزی چون طلعتِ یار یا طلعتِ خورشید) فراتر از یک صورت ظاهری ساده، نماد تجلّی، ظهور امر قدسی، زیبایی الهی و روشناییِ پس از تاریکی به شمار میرود. همچنین این واژه به دلیل بار معنایی مثبت، فرخندگی و زیبایی، سالیان درازی است که به عنوان اسم خاص برای بانوان نیز انتخاب میشود.
گرچه خود واژه با نگارش «طلعت» به طور مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مشتقات پرکاربرد آن نظیر «طَلْع» (شکوفه و غنچه تازه آشکار شدهی خرما)، «طُلُوع» و «مَطْلَع» بارها در آیات الهی برای توصیف پدیدههای طبیعت و فجر صادق استفاده شدهاند که ریشه در همان مفهوم پدیداری و روشنایی دارند.