معنی
تقصیر در لغت به معنای کمکاری، سستی ورزیدن و کم گذاشتن در انجام یک وظیفه است. در عرف امروزی نیز به مسئولیت بروز یک اشتباه، گناه یا جرم اطلاق میشود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی تقصیر دارد، یعنی او در انجام کاری که به عهده داشته سستی کرده (تفریط) یا کاری را که نباید انجام میداده، مرتکب شده است (تعدی).
مترادف
این کلمات در متون حقوقی، اخلاقی و عرفی به عنوان هممعنی تقصیر به کار میروند.
متضاد
در کلام کهن واژه توفیر و در کاربرد امروزی واژههایی مانند برائت و دقت در نقطه مقابل تقصیر قرار میگیرند.
جمله سازی
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای 'کوتاهی در کار' یا 'جرم و گناه'، واژه ۵ حرفی تقصیر پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به متن، از واژههای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود؛ برای مثال در مباحث حقوقی Negligence کاربرد دارد.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از باب تفعیل است که در زبان مبدأ نیز به معنی کوتاهی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم تقصیر و کوتاهی بیشتر از واژه Kusur استفاده میکنند.
به فارسی
برابرنهادههای اصیل فارسی برای این واژه شامل کوتاهی کردن در وظیفه، سستی، بزه و گناه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تقصیر
واژه تقصیر از ریشه عربی «ق-ص-ر» به معنای کوتاه کردن یا محدود کردن گرفته شده است. این کلمه در طول زمان وارد زبان فارسی شده و دو وجه معنایی عمده پیدا کرده است؛ در وجه اول که ریشه در معنای لغوی آن دارد، به معنی کمکاری، سستی و اهمال در انجام دادن وظایف است. در وجه دوم که بیشتر در عرف و حقوق کاربرد دارد، به معنی خطا، گناه و پذیرش مسئولیت یک پیامد ناگوار است.
در اصطلاحات فقهی و قرآنی نیز این واژه به شکل مستقیم به کار نرفته، اما مشتقات آن مانند مقصرین در مناسک حج (به معنی کوتاه کنندگان مو برای خروج از احرام) یا تقصروا (شکسته کردن نماز در سفر) دیده میشود که همگی مفهوم کاهش دادن و کوتاه کردن را در خود دارند.
در نظام حقوقی مدرن، تقصیر ترکیبی از تعدی و تفریط است؛ یعنی فرد یا کاری را که نباید انجام میداده مرتکب شده یا در انجام وظیفهای قانونی غفلت ورزیده است. شناخت درست این واژه به تفکیک آن از واژه 'قصور' (که کوتاهی غیرعمدی ناشی از ناتوانی است) کمک شایانی میکند.