معنی
واژهٔ «روزگار» در زبان فارسی به معنای زمان، دوره، عهد، عصر و دهر بهکار میرود. همچنین این واژه به معنای جهان، گیتی، دنیا و مدتزمان عمر و زندگی انسان نیز اشاره دارد و گاهی مجازاً به مفهوم سرنوشت و اوضاع و احوال زندگی استفاده میشود.
یعنی چه
روزگار یعنی همان ایام و چرخهای که بر انسان میگذرد. در فرهنگ عامه و ادبیات، وقتی از روزگار صحبت میشود، منظور جریان ناپایدار زندگی، فرصتها، و تجربههای تلخ و شیرینی است که در طول زمان برای انسان رخ میدهد.
مترادف
این کلمات بیشترین شباهت معنایی را با روزگار دارند و در متون مختلف به جای آن بنشینند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشهٔ مشترک با روزگار ساخته شدهاند یا جزء اصلی آنها «روز» است.
جمله سازی
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، اگر پاسخ ۶ حرفی خواسته شود، خودِ «روزگار» جواب اصلی است؛ جایگزینهای پنجحرفی آن نیز زمانه و دوران هستند.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، میتوان از واژههای مربوط به زمان یا سرنوشت در انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
واژهٔ «الدهر» در زبان عربی دقیقترین معادل ساختاری و مفهومی برای روزگار است که در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است.
به ترکی
توجه داشته باشید که واژهٔ «روزگار» به صورت وامواژه با املای rüzgâr وارد ترکی استانبولی شده، اما تغییر معنا داده و به معنی «باد» به کار میرود؛ برای معنی زمانه باید از Zaman یا Devir استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل روزگار
واژهٔ «روزگار» از کلمات اصیل و زیبای زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (rōzkār) دارد و از ترکیب «روز + گار» ساخته شده است. این کلمه ابعاد معنایی گستردهای دارد؛ از یک سو به مفهوم فیزیکی و خطی زمان، ایام و دوران اشاره میکند و از سوی دیگر، کل جهان مادی و مدتزمان عمر انسان را در بر میگیرد.
در فرهنگ و ادبیات غنی فارسی، روزگار فراتر از یک واژهٔ ساده برای زمان است؛ این مفهوم نمادی از دگرگونی مداوم، ناپایداری دنیا و بیوفایی چرخ فلک بهشمار میرود. شاعران کلاسیک بارها به چرخش روزگار و لزوم غنیمت شمردن فرصتها در این دنیای گذران اشاره کردهاند که نشاندهندهٔ جایگاه عمیق فلسفی این واژه در تفکر ایرانی است.