معنی
شمس در لغت به معنای جرم آسمانی درخشان مرکز منظومه شمسی یا همان خورشید است که مایه گرما و حیات زمین است.
یعنی چه
این واژه به مفهوم نور مطلق، روشنایی بخش، حقیقت آشکار و منبع اصلی گرما و انرژی در جهان خلقت به کار میرود.
متضاد
در تقابلهای معنایی و کیهانی، واژههایی مانند قمر (ماه) و لیل (شب) به عنوان متضادهای مفهومی شمس شناخته میشوند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه سه حرفی (ش-م-س) مشتق شدهاند شامل مفاهیمی چون خورشیدی، آفتابدیده و نمادهای هنری خورشیدی هستند.
ریشه
این کلمه ریشه کهن در زبانهای سامی دارد و در زبان اکدی به صورت Šamaš و در عبری به صورت Shemesh با همین معنا وجود داشته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، به عنوان پاسخ سه حرفی برای نشانه خورشید یا آفتاب از واژه شمس استفاده میشود.
به انگلیسی
معادل رایج و مستقیم کلمه شمس در زبان انگلیسی واژه Sun است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان همراه با حرف تعریف به صورت الشمس به کار میرود.
در قرآن
واژه شمس ۳۳ بار در قرآن کریم ذکر شده است. نود و یکمین سوره قرآن نیز «الشمس» نام دارد که با سوگند به خورشید و نور آن آغاز میشود و نشانی از تدبیر و نظم الهی است.
نماد چیست
شمس در فرهنگ و عرفان اسلامی نماد حقیقت آشکار، پیر و مرشد (یادآور شمس تبریزی در اشعار مولانا) و در هنر اسلامی (شمسه) نماد وحدت و تجلی خداوند است.
جمعبندی و توضیح کامل شمس
واژه «شمس» یک واژه کهن با ریشههای عمیق سامی و عربی است که وارد زبان فارسی شده و به طور مستقیم به معنای خورشید و آفتاب است. این کلمه فراتر از معنای مادی و ستارهشناسی خود، در فرهنگ، هنر و ادبیات اسلامی جایگاه ویژهای دارد. در قرآن کریم بارها به عنوان یکی از نشانههای باکوه خلقت و نظم کیهانی از آن یاد شده و حتی سورهای به این نام اختصاص یافته است.
در ادبیات و عرفان فارسی، شمس یادآور شمس تبریزی، مراد و معشوق آسمانی مولاناست که در اشعار دیوان کبیر به نمادی از نور مطلق حق، آگاهی، معرفت و هدایت تبدیل میشود که تاریکیهای درون انسان را میزداید. همچنین در هنر اصیل اسلامی، طرحهای دایرهای و شعاعدار ظریف به نام «شمسه» تجلیبخش مفهوم وحدت الهی هستند.