معنی
تکلم در لغت به معنای به زبان آمدن، ادا کردن کلمات و برقراری ارتباط کلامی با دیگران است که ابزار اصلی انتقال اندیشه در انسان به شمار میرود.
یعنی چه
این واژه به عملِ سخن گفتن و نطق کردن اشاره دارد؛ یعنی اثری که از طریق گفتار ایجاد شده و توسط گوش شنونده درک میشود.
مترادف
واژههایی مانند نطق، بیان و مکالمه نزدیکترین همپوشانی معنایی را با تکلم دارند.
متضاد
در برابر عملِ سخن گفتن، مفاهیمی چون سکوت (خاموش ماندن) و استماع (پذیرش و گوش دادن) قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی «ک-ل-م» مشتق شدهاند و با مفهوم سخن و واژه در ارتباط هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه معمولاً خود واژه یا مترادفهای مستقیم آن مانند نطق و گفتار است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت رسمی یا عامیانه از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در این زبان نیز دقیقاً به معنی سخن گفتن به کار میرود.
به فارسی
برابرنهادههای اصیل و روان فارسی برای این واژه، سخنگویی، حرف زدن و گفتار هستند.
نماد چیست
تکلم در فرهنگ عامه یا اسطورهها نماد مادی خاصی ندارد، اما در متون فلسفی و عرفانی، به عنوان نماد نطق، آگاهی، وحی و متمایزکننده انسان از حیوان (حیوان ناطق) شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تکلم
واژه «تکلم» از ریشه عربی «کلم» و از باب تفعل وارد زبان فارسی شده است. این واژه به طور کلی به معنای سخن گفتن، گفتگو کردن و به زبان آوردن افکار است. تکلم فراتر از یک عمل مکانیکی صداسازی، به عنوان ابزار اصلی بشر برای برقراری ارتباط، انتقال دانش و ابراز هویت شناخته میشود.
در فرهنگهای لغت برجسته مانند دهخدا و معین، تکلم نوعی اثرگذاریِ کلام بر گوش شنونده تعریف شده است. این واژه در متون دینی و بهویژه در آیات قرآن کریم نیز به معنای سخن گفتن و خطاب قرار دادن به کار رفته و در مباحث انسانشناسی، نمادی از عقلانیت و برتری انسان بر سایر موجودات زنده محسوب میگردد.