یعنی چه
جسم تابنده در لغت و علوم طبیعی به هر جرم یا مادهای اطلاق میشود که قادر است از خود نور، گرما، یا تابشهای الکترومغناطیسی منتشر کند؛ مانند ستارگان، خورشید یا مواد شبتاب و فسفری.
تلفظ
این ترکیب وصفی از دو واژهٔ «جِسم» (با کسر میم مضاف) و «تابَندِه» (به فتح باء و نون) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان جسم صادرکننده نور معمولاً «جسم تابنده» (۹ حرف)، «جسم نورانی» یا «منبع نور» است.
به انگلیسی
در متون علمی و فیزیکی فصیح، برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحات Luminous body یا Emitting body استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به نوع تابش (نور ساده یا پرتوهای رادیواکتیو و فسفری) از تعابیر مُضیء یا مُشِعّ استفاده میکنند.
به فارسی
معادلها و واژههای جایگزین فارسی این ترکیب شامل واژگانی چون جسم درخشان، جرم نورافشان، منبع تابش و جسم مشعشع است که همگی مفهوم انتشار نور را میرسانند.
در قرآن
عین عبارت «جسم تابنده» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما برای توصیف اجرام آسمانی تابناک از تعابیری همچون «سِراجاً وَهّاجاً» (چراغ بسیار فروزان برای خورشید) و «النَّجْمُ الثَّاقِبُ» (ستاره درخشان و شکافندهٔ تاریکی) استفاده شده است.
نماد چیست
در ادبیات، فرهنگ و نمادشناسی، هر جسم تابنده (مانند خورشید، ماه و ستارگان) مظهر و نماد روشنایی، از بین بردن جهل، راهنمایی گمگشتگان و امید در اوج ظلمت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جسم تابنده
عبارت «جسم تابنده» یک ترکیب وصفی روان در زبان فارسی است که از یک واژه با ریشه عربی (جسم) و یک صفت فاعلی خالص فارسی (تابنده، از مصدر تابیدن) ساخته شده است. این اصطلاح هم در فیزیک و علوم طبیعی کاربرد دقیق دارد و هم در ادبیات استعاری؛ در علم فیزیک به هر جرمی که از خود امواج الکترومغناطیسی یا نور مرئی گسیل کند جسم تابنده میگویند که ستارگان و مواد شبتاب بارزترین نمونههای آن هستند.
اگرچه این عبارت به طور مستقیم در منابع دینی یا متون کهن به همین شکلِ ترکیبی رایج نبوده است، اما مفاهیم مترادف آن نظیر سراج، منیر و تابان همواره جایگاه ویژهای در توصیف زیبایی، هدایت و حقیقت داشتهاند. در بازیهای جدول و کلمات متقاطع نیز این عبارتِ ۹ حرفی معمولاً به عنوان پاسخ معیاری برای سوالاتی با مضمون «جرم نورانی» شناخته میشود.