یعنی چه
عجزناپذیر یک صفت مرکب است و به معنای غیرقابلِ مغلوب شدن یا کسی است که ناتوانی را نمیپذیرد. این واژه برای توصیف ارادههای پولادین، قدرتهای بیپایان و بهویژه قدرت لایزال الهی به کار میرود که هیچ عامل خارجی نمیتواند در آن خلل یا سستی ایجاد کند.
تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب واژهٔ عربی «عَجْز» (به سکون ج) و پسوند نفی فارسی «ناپذیر» (با فتح پ) ساخته شده است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، واژه «عجز ناپذیر» دقیقاً ۹ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'شکستناپذیر' یا 'کسی که ناتوان نمیشود' کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که به مفهوم عدم پذیرش ضعف و شکست مطلق اشاره دارند، بهترین معادلها برای این کلمه به شمار میروند.
به عربی
در زبان عربی اگرچه ریشه اصلی (عجز) وجود دارد، اما برای رساندن مفهوم صفت مرکب فارسی از عبارات نفی مانند 'لا یعجز' یا واژگانی چون 'منیع' استفاده میشود.
به فارسی
از نظر واژهگزینی و برابرهای اصیل فارسی، کلماتی مانند نستوه، خستگیناپذیر، توانا و مقتدر نزدیکترین معنا را به این ترکیب عربی-فارسی منتقل میکنند.
در قرآن
خودِ ترکیب فارسی «عجز ناپذیر» در قرآن نیست، اما ریشه آن (ع-ج-ز) بارها به کار رفته است؛ از جمله آیه ۲۲ سوره عنکبوت «وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ» که اشاره دارد انسانها نمیتوانند خدا را عاجز کنند؛ بنابراین عجزناپذیر کاملاً همراستا با مفهوم قدرت مطلق الهی در قرآن است.
نماد چیست
این واژه نماد جانوری یا گیاهی خاصی در اساطیر ندارد، اما در ادبیات حماسی و عرفانی، نماد پایداری ازلی، ارادهٔ تسلیمناپذیر و اقتدار لایزال الهی محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عجز ناپذیر
واژه «عجز ناپذیر» یک صفت مرکب و خوشساخت در زبان فارسی است که از ترکیب اسم مصدر عربی «عجز» (به معنی ناتوانی و ضعف) و پسوند نفی فارسی «ناپذیر» تشکیل شده است. معنای تحتاللفظی آن «کسی یا چیزی است که ناتوانی و درماندگی را نمیپذیرد» و در کاربرد اصطلاحی به معنای مقتدر، شکستناپذیر و دارندهٔ نیروی بیپایان به کار میرود.
این واژه گرچه در لغتنامههای کهن به صورت مدخل مستقل و مستقیم کمتر دیده میشود، اما به دلیل وضوح معنایی اجزای آن، در متون حماسی، عرفانی و معاصر جایگاه ویژهای دارد. در توصیف ویژگیهای خداوند یا ارادههای بزرگ انسانی، این کلمه بالاترین حد از توانمندی و سستیناپذیری را بازگو میکند.