معنی
مجال در زبان فارسی به معنای داشتن فرصت، وقت، مهلت، یا امکانات و شرایط لازم برای انجام دادن کاری است. همچنین این واژه به معنی حیطه، گستره یا میدان عمل نیز به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم «مجال نیست»، یعنی وقت، گشایش یا فرصت کافی برای پرداختن به آن موضوع وجود ندارد. این کلمه موقعیت و زمان مناسب برای یک اقدام را توصیف میکند.
مترادف
واژههایی چون فرصت، مهلت و وقت در جنبههای زمانی، و کلماتی مانند عرصه، میدان و گستره در جنبههای مکانی و مفهومی، مترادفهای اصلی مجال هستند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت مَجال (با فتح میم و سکون لام) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «فرصت»، «وقت» یا «میدان عمل»، کلمه چهار حرفی «مجال» به عنوان پاسخ صحیح قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به متن جملات، کلمات Opportunity و Chance برای ابعاد زمانی و کلمات Scope یا Field برای ابعاد ساختاری و زمینهای استفاده میشوند.
به عربی
کلمه مجال خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به معنای میدان حرکت، بازه، حوزه و فرصت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی که میتوانند جایگزین این واژه عربیتبار شوند، شامل کلماتی مانند «فرصت»، «فراغت»، «روزگار» یا «پایگاه عمل» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مجال
واژه «مجال» از ریشه عربی «ج و ل» (جولان و چرخیدن) گرفته شده است و در اصل به معنای «محل گردش یا میدان حرکت» بوده است. با ورود این واژه به زبان فارسی، معنای آن توسعه یافته و امروزه بیشتر به مفاهیمی همچون فرصت، وقت، مهلت و امکانِ انجام کار اشاره دارد.
در ادبیات فارسی، مجال معمولاً به عنوان نمادی از فرصت محدود و زودگذر زندگی یا گشایش در امور به کار میرود. عباراتی مانند «در این مجال» گویای زمان کوتاهی است که انسان برای اقدام یا سخن گفتن در اختیار دارد. این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک پاسخ چهار حرفی محبوب برای راهنماهای مرتبط با فرصت شناخته میشود.