یعنی چه
«زبان یافتن» کنایهای فصیح در ادبیات و زبان فارسی کهن است که به معنای فرصت، اذن یا توانایی سخن گفتن در محضر فردی دیگر (بهویژه حاکمان یا بزرگان) به کار میرفته است. این عبارت اصیل برای واژههای مدرن یا دیجیتال کاربرد روزمره ندارد و یک اصطلاح کلاسیک محسوب میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب کنایی به صورت «زَبان» (با فتح ز) و «یافتَن» (با فتح ت) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این راهنما کلمه «زبان یافتن» است که دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی، از عبارات رسمی مربوط به کسب اجازه برای صحبت در جمع یا جلسات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این مفهوم را با واژههای اذن و رخصت همراه با تکلم و کلام بازگو میکنند.
به فارسی
مترادفهای این ترکیب معطوف و کنایی فارسی شامل «اجازه سخن گرفتن» و «دستوری یافتن» است. ریشه جزء اول آن به زبان ایرانی باستان (hazānah-) و جزء دوم به مصدر یافتن در زبان پهلوی (ayāftan) بازمیگردد. متضاد آن نیز «زبان بستن» و «دم فروبستن» است.
نماد چیست
در ادبیات نمادین و کهن فارسی، این عبارت مظهر و نشانه آزادی بیان، شکستن قفل سکوت در برابر قدرت یا حاکم، و رفع مانع برای ابراز عقیده و سخن حق است. چنانکه اسدی طوسی میگوید: «زبان یافت گوینده اندر سخن / بدو گفت کای شاه تندی مکن».
جمعبندی و توضیح کامل زبان یافتن
ترکیب کنایی و فصیح «زبان یافتن» از جمله اصطلاحات ارزشمند ادبیات کهن فارسی است که از ترکیب اسم و مصدر ساخته شده است. این واژه به طور مستقیم به معنای به دست آوردن فرصت و اذن برای سخن گفتن در پیشگاه بزرگان کاربرد داشته و مفهوم نمادین آن، شکستن مهر سکوت و تجلی آزادی بیان است.
بررسیهای ریشهشناختی نشان میدهد که اجزای این عبارت ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پهلوی دارند. اگرچه این اصطلاح به صورت عینی در متن قرآن کریم نیامده، اما از نظر معنایی با مفاهیمی همچون اذن سخن در پیشگاه الهی همپوشانی دارد و در اشعار شاعران بزرگی چون اسدی طوسی به عنوان شاهدی بر شهامت گفتار تجلی یافته است.