یعنی چه
این واژه دو کاربرد و معنی اصلی دارد: نخست به عنوان صفت نسبی به معنی هر چیز مربوط یا منسوب به کره ماه (مانند تقویم و سال قمری)؛ دوم به عنوان اسم برای پرندهای خوشآواز و طوقدار از راسته کبوترسانان که جثهای کوچکتر از کبوتر دارد.
مترادف
در معنای منسوب به ماه با واژههایی چون «ماهی» و «مهتابی» مترادف است و در معنای پرنده، به آن فاخته، یاکریم، ساقحر و کبوتر طوقدار نیز میگویند.
متضاد
برای واژه قمری در معنای منسوب به ماه، متضاد دقیق کلمه «شمسی» (منسوب به خورشید) است. این کلمه در معنای پرنده متضادی ندارد.
هم خانواده
واژههایی که با قمری همریشه و همخانواده هستند شامل قمر (به معنی ماه)، اقمار (جمع قمر)، قمیر و تقمیر میشوند.
ریشه
ریشه این واژه از کلمه عربی «ق م ر» (قَمَر به معنی ماه) گرفته شده است که با پیوستن «ی» نسبت، به صورت «قمری» درآمده و وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در هر دو معنای آن به صورت «قَمَری» (qa-ma-ri) با فتح حروف قاف و میم است.
در جدول
در جدولهای متقاطع اگر طراح سوال عباراتی مثل «پرنده کبوترسان»، «یاکریم» یا «منسوب به ماه» را بخواهد، پاسخ میتواند واژه ۴ حرفی «قمری» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به مفاهیم مختلف کلمه، واژه Lunar برای امور مربوط به ماه و واژههای Turtledove یا Dove برای پرنده قمری استفاده میشوند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای مفهوم نجومی و تقویمی کلمه از واژه Kamerî و برای اشاره به این پرنده از واژه Kumru استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، پرنده قمری به دلیل داشتن طوقی تیره بر گردن، نماد بندگی، طاعت و وفاداری است (بر اساس افسانهای که پس از مرگ جفت خود دیگر جفتگیری نمیکند). در نمادشناسی عمومی و نجومی نیز ماه (امر قمری) نماد شب، زمانسنجی روحی و تغییرات تدریجی است.
جمعبندی و توضیح کامل قمری
واژه «قمری» یک کلمه کلیدی با دو کاربرد متمایز در فرهنگ و زبان فارسی است. از یک سو در مباحث نجومی و گاهشماری به هر آنچه منسوب به کره ماه (قمر) باشد اشاره دارد که بارزترین نمود آن تقویم قمری و ماههای هجری قمری است که مبنای محاسبات دینی مذهبی قرار میگیرند. متضاد این مفهوم در سیستمهای زمانسنجی، واژه شمسی است که بر مدار خورشید استوار است.
از سوی دیگر، قمری نام پرندهای ظریف و خوشآواز از خانواده کبوترهاست که در ادبیات شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد. شاعران کلاسیک با الهام از طوق سیاه دور گردن این پرنده، آن را نماد طوق بندگی، وفاداری محض و عشق پاک دانستهاند. ریشه اصلی این کلمه عربی بوده اما امروزه کاملاً در ساختار زبان فارسی حل شده و در هر دو بخش علمی و ادبی کاربرد فراوان دارد.