یعنی چه
مسانخت در اصطلاحات فلسفی و کلامی به معنای وجود تناسب جوهری، همذاتی و تجانس کامل میان دو امر (مانند علت و معلول) است؛ به طوری که اثر از سنخ مؤثر باشد.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت مَسانَخت (با فتح سین و نون) تلفظ میشود و مصدر باب مفاعله (مسانخة) در زبان عربی است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «مسانخت» با ۶ حرف است. از دیگر پاسخهای مشابه میتوان به سنخیت یا تجانس اشاره کرد.
به انگلیسی
در متون فلسفی و علمی انگلیسی، برای انتقال مفاهیم مرتبط با مسانخت از واژگان تخصصی بالا استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً از ریشه عربی (س ن خ) گرفته شده و در متون حکمی به صورت المسانخة به کار میرود.
به فارسی
برابرهای روان و اصیل فارسی برای این واژه شامل همسنخی، همجنس بودن، همگونی و تناسب بنیادین هستند.
در قرآن
خود واژه «مسانخت» یا ریشه «سنخ» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما مفاهیم عمیق توحیدی و فلسفی پیرامون نظم خلقت و تناسب آفرینش، در تفاسیر با این اصطلاح تبیین میشوند.
نماد چیست
این واژه یک مفهوم انتزاعی، عقلانی و منطقی است و نماد مادی یا تصویری خاصی ندارد؛ اما در تفکر فلسفی، نماد بارز قاعدهٔ «اثر از سنخ مؤثر است» به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مسانخت
واژه «مسانخت» یکی از اصطلاحات کلیدی و تخصصی در ادبیات فلسفی، کلامی و عرفانی است که ریشه در زبان عربی دارد. این مفهوم به طور ویژه برای تبیین رابطه میان علت و معلول به کار میرود و بر این اصل استوار است که میان پدیدآورنده و پدیده، یک نوع همجنسی، تناسب ذاتی و تجانس وجودی برقرار است؛ به طوری که هر علتی تنها میتواند معلولی متناسب با کمالات خود ایجاد کند.
اگرچه این واژه در گفتگوهای روزمره کاربرد چندانی ندارد و در متن قرآن نیز به طور مستقیم ذکر نشده، اما بار معنایی سنگینی را در تفکر فلسفه اسلامی (بهویژه حکمت متعالیه) به دوش میکشد. در حقیقت، درک مسانخت به فیلسوفان کمک میکند تا مراتب هستی و پیوستگی میان علت نخستین و جهان آفرینش را به درستی تحلیل کنند.