یعنی چه
در فرهنگ پوشاک قدیم، به رشتهها، تارها یا منگولههای نخی، ابریشمی یا زرتاری که برای زیبایی به لبه و انتهای شالِ سر یا عمامه متصل میشد و آویزان میماند، ریشه دستار میگفتند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «ریشه» با کسرهٔ شین و یای میانجی، و «دستار» با فتح دال و سکون سین و تاء کشیده تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به طراح جدول، واژههای هممعنی مانند شمله یا طره دستار نیز به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به تارهای حاشیهای عمامه از واژههای fringe (حاشیه ریشهدار) و tassels (منگولهها) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، «هُدب» به معنای تارها و ریشههای جامه است و ترکیب هدب العمامة دقیقاً همین مفهوم را میرساند.
به فارسی
در ادبیات و واژهگزینی اصیل فارسی، معادلها و ترکیبات هممعنی فراوانی نظیر شمله، شکرآویز، علاقه دستار و طره دستار برای آن وجود دارد که در اشعار کلاسیک به وفور دیده میشوند.
در قرآن
ترکیب ریشه دستار و همچنین واژهٔ دستار در متن قرآن کریم کار نرفته است و کاربرد یا اشارهٔ قرآنی برای آن وجود ندارد.
نماد چیست
در فرهنگ و رسوم پوشاک قدیم ایران و خراسان بزرگ، بلندتر یا زرتار بودن ریشهٔ دستار نشاندهندهٔ رفعت مقام، دیانت، جایگاه ویژه علمی یا مرتبهٔ بالای اجتماعی فرد در جامعه بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل ریشه دستار
ترکیب اضافی «ریشه دستار» در زبان و ادبیات فارسی به معنای رشتهها، تارها یا حاشیههای زینتی است که در انتهای شال سر، عمامه یا دستار آویزان میشده است. این اصطلاح زیباشناختی در پوشاک سنتی، نهتنها جنبهٔ تزیینی داشته، بلکه در اشعار شاعران بزرگی چون انوری ابیوردی به عنوان کنایه و استعارهای از جاه، جلال، رفعت مقام و تشخص اجتماعی اشخاص به کار میرفته است.
از نظر ریشهشناسی، هر دو واژه ریشه کاملاً فارسی دارند؛ «ریشه» از پهلوی rēšag به معنی تار و «دستار» به معنای سربند یا عمامه است. در کاربردهای جدولی این عبارت یک پاسخ ۹ حرفی دقیق است و در زبانهای دیگر مانند عربی و انگلیسی معادلهای مشخصی نظیر «هدب العمامة» و «Turban fringe» برای آن یافت میشود.