معنی
در لغتنامهها و فرهنگهای عامیانه، قزمیت به چیز یا شخصی اطلاق میشود که کاملاً ازکارافتاده، کهنه، فرسوده و فاقد کارایی لازم باشد.
یعنی چه
این اصطلاح در گفتار کوچهبازاری برای اشاره به اشیاء قراضه و کجوکوله، یا کنایه از انسانهای بیعرضه و بدقیافه به کار میرود.
مترادف
واژههای هممعنی این کلمه همگی بر فرسودگی، خرابی و کمارزش بودن دلالت دارند.
ریشه
ریشه قطعی و باستانی در لغتنامههای کهن ندارد؛ یک اصطلاح صد سال اخیر تهرانی است. برخی آن را به اصطلاح ترکی برای مغز گردوی خشکیده درون پوست مرتبط میدانند.
تلفظ
این واژه در گفتار روزمره بیشتر به صورت قَزمیت و در برخی گویشها به صورت قوزمیت تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۵ حرف دارد و معمولاً با راهنمای «دربوداغان» یا «بیمصرف» خواسته میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به اینکه برای اشیاء اسقاطی یا موقعیتهای ناکارآمد به کار روند، متفاوت است.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاح هوردا برای وسایل اسقاطی و ایشهیراماز برای افراد یا اشیاء بیمصرف نزدیکترین معادلها هستند.
نماد چیست
این کلمه بار نمادین ادبی، اساطیری یا مذهبی ندارد و صرفاً در فرهنگ عامه نمادی از بیارزشی، فرسودگی و از سکه افتادن یک شیء یا موقعیت است.
جمعبندی و توضیح کامل قزمیت
واژه «قزمیت» یکی از اصطلاحات کاملاً عامیانه، محاورهای و کوچهبازاری در زبان فارسی است که طی سدهٔ اخیر رواج یافته است. این کلمه ریشه رسمی یا کهنی در متون کلاسیک فارسی مانند لغتنامه دهخدا ندارد و بیشتر یک واژه توصیفی و مندرآوردی به شمار میرود که در گویش تهرانی و مناطق اطراف شکل گرفته است.
از نظر معنایی، قزمیت برای توصیف هر چیز زهواردررفته، دربوداغان، اسقاطی و فاقد کارایی به کار میرود. اگرچه برخی ریشههای غیررسمی محلی آن را با تعابیری مثل مغز گردوی چروکیده در زبانهای محلی پیوند میدهند، اما کاربرد اصلی آن در زبان روزمره، بیانی تحقیرآمیز برای وسایل لگن و قراضه یا کنایه از افراد بیخاصیت است.