یعنی چه
عبارت «اساس افکندن» یک اصطلاح کنایی و کتابی در زبان فارسی است که به معنای پایهگذاری کردن، پیریزی، شالودهریزی و ایجاد بنیاد و مبنای یک سازه، سازمان، تفکر یا جریان به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت «اَساس» (با فتحه الف اول) و «اَفکَندَن» (با فتح الف و کاف) است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «اساس افکندن» با توجه به تعداد حروف میتواند خود کلمه یا مترادفهای آن مانند پیافکندن و بنیان نهادن باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال این مفهوم از عباراتی که به معنای پایهریزی و تأسیس هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل أسّس و ترکیبات مرتبط با وضع حجر الأساس (سنگ بنا) دقیقاً همین معنا را میرسانند.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره در زبان فارسی شامل پیافکندن، شالوده ریختن، بنیاد گذاشتن و واژه کهن «فرکانیدن» است.
در قرآن
خود عبارت فارسی در متن قرآن نیست؛ اما مفهوم آن و واژه همریشه عربیاش یعنی «أَسَّسَ» در آیه ۱۰۹ سوره توبه («أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ تَقْوَىٰ مِنَ اللَّهِ...») به کار رفته است که به پایهگذاری کارها بر اساس تقوا اشاره دارد.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات، نماد شروع یک جریان، ثبات، مشروعیت و گذاشتن «سنگ بنا» یا «خشت اول» یک نظام فکری، حکومت یا تمدن است.
جمعبندی و توضیح کامل اساس افکندن
عبارت مرکب «اساس افکندن» یک ترکیب عربیـفارسی واژگانی است که از کلمه عربی «اساس» به معنی پی و بنیاد، و فعل فارسی «افکندن» (در معنای کهنِ نهادن و گستردن) شکل گرفته است. این اصطلاح کنایی در ادبیات فارسی برای توصیف آغازگر بودن و ایجاد زیرساختهای محکم برای یک عمارت، سازمان یا یک مکتب فکری استفاده میشود.
در کاربردهای جدولی و لغوی، این عبارت فاقد معنای عامیانه خارجی یا جنبههای چندمعنایی دور از ذهن است و مستقیماً به مفاهیمی همچون تأسیس، پیریزی و شالودهریزی اشاره دارد. در متون دینی نیز اگرچه خود ترکیب فارسی یافت نمیشود، اما ریشه عربی واژه نخست آن در قرآن کریم برای توصیف بناهای فکری و مادی مستحکم به کار رفته است.