یعنی چه
خوگر در زبان فارسی به فرد یا موجودی اطلاق میشود که به دلیل تکرار یک رفتار، قرارگیری در یک محیط یا همنشینی با شخصی، به آن وضعیت عادت کرده و با آن انس و الفت گرفته است؛ به طوری که جدایی از آن حالت برایش دشوار میشود.
تلفظ
این واژه به صورت «خوگَر» (تلفظ واو به صورت صامت صامت صوتی در گذشته و امروزه به صورت واو معدوله یا ضمه خفیف بر خاء: خُگر) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «عادتکرده» یا «انسگرفته»، واژه ۴ حرفی «خوگر» یا معادلهای آن مانند مأنوس پاسخ صحیح است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم خوگر در زبان انگلیسی از صفتهایی استفاده میشود که نشاندهنده شکلگیری عادت یا آشنایی عمیق با یک وضعیت هستند.
به فارسی
واژههای هممعنی فارسی آن شامل مأنوس، مألوف، آمخته، الیف و خوگرفته است. در نقطه مقابل، کلماتی نظیر رمنده، وحشی، بیگانهخو و ناآشنا به عنوان متضادهای آن شناخته میشوند. این کلمه از «خو» (عادت و طبع) به همراه پسوند «گر» ساخته شده است.
نماد چیست
خوگر در فرهنگ و ادبیات فارسی یک نماد اسطورهای یا جانوری مستقل نیست؛ بلکه به عنوان یک صفت بارز ادبی، نماد دلبستگیهای عمیق روحی، عادتهای ریشهدار و انس و الفتی است که قطع کردن آن برای عاشق یا انسان دشوار و دردناک است؛ مانند ترکیب «دلِ خوگر» در شعر کلاسیک.
جمعبندی و توضیح کامل خوگر
واژه «خوگر» یکی از اصطلاحات اصیل و فصیح زبان فارسی است که از ترکیب اسم «خو» (به معنی طبع، عادت و خصلت) و پسوند فاعلی «گر» تشکیل شده است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای کسی یا موجودی تعریف شده است که به شرایط، محیط یا همنشینی با فردی خاص عادت کرده و با آن انس و الفتی ناگسستنی برقرار ساخته است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار شاعرانی چون حافظ، این کلمه جایگاه ویژهای دارد و غالباً برای توصیف دلی به کار میرود که به وصال، معشوق یا یک وضعیت روحی خاص عادت کرده و دوری از آن برایش سخت و مایه آزار است. این کلمه اگرچه به صورت عینی در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم معادل عربی آن نظیر الفت و عادت کاربرد گستردهای در متون دینی دارند.
در کاربردهای معاصر و حل جدول، خوگر یک صفت کلیدی چهار حرفی است که مترادفهای معروفی همچون مأنوس، مألوف و الیف دارد و متضادهای آن اصطلاحاتی مانند وحشی و رمنده هستند که نشاندهنده دوری از انس و جامعهپذیری است.