معنی
واژه هجر در لغت به معنای رها کردن، دوری گزیدن و قطع رابطه است؛ این کلمه بهویژه در روابط انسانی یا عاشقانه به قهر و بریدن ارتباط میان دو نفر اشاره دارد. همچنین در برخی کاربردهای فرعی عربی به معنای یاوهگویی یا هذیان گفتن در حالت بیماری نیز آمده است، اما معنای اصلی و رایج آن همان جدایی است.
یعنی چه
وقتی صحبت از هجر میشود، منظور اصلی پدیده فراق و جدایی است. این واژه نشاندهنده حالتی است که در آن فردی از محبوب، مونس یا دیار خود دور شده و پیوند ارتباطی آنها موقتاً یا دائماً قطع گردیده است.
مترادف
این واژهها همگی بر مفهوم فاصله گرفتن، بریدن پیوند و دور شدن از یکدیگر دلالت دارند.
متضاد
این کلمات نقطهمقابل جدایی هستند و به مفاهیم همنشینی، نزدیک شدن و پیوند دوباره اشاره میکنند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی (هـ ج ر) مشتق شدهاند و معنای ترک کردن یا دوری را در خود دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد. معنای هستهای و اصلی این ریشه، قطع ارتباط، جدا شدن و ترک کردن هدفمند است که به عنوان اسم مصدر یا مصدر وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، هرگاه برای راهنمای «دوری و فراق»، یک پاسخ ۳ حرفی خواسته شود، واژه «هجر» جواب دقیق آن است.
به انگلیسی
با توجه به سیاق متن، میتوان از واژههای فوق برای انتقال مفهوم هجر در انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل هجر
واژه «هجر» یک مصدر اصیل عربی است که به فرهنگ لغات و ادبیات فارسی راه یافته و به طور گستردهای برای بیان مفاهیم دوری، فراق، و ترک ارتباط عاطفی یا فیزیکی به کار میرود. ریشه اصلی این کلمه (هـ ج ر) به معنای قطع پیوند است و در متون مذهبی مانند قرآن کریم نیز به شکلهای مختلف (مانند مهجور به معنای متروک و رها شده) برای اشاره به دوری گزیدنهای هدفمند یا اعراض استفاده شده است.
در ادبیات غنایی، عرفانی و شعر کلاسیک فارسی، هجر جایگاهی نمادین و بسیار برجسته دارد. این واژه نماد دوران سخت ابتلا، اشتیاق روح برای بازگشت به اصل خویش، و رنج بیبدیل عاشق در فراق معشوق است؛ مضمونی که معمولاً در تقابل مستقیم با «وصل» و «وصال» قرار میگیرد و با تصویرسازیهایی همچون شبهای تاریک و طولانی همراه میشود.