یعنی چه
این واژه در اصل به معنای فضایی بسته، زیر سطح زمین یا بنایی است که سقفی منحنی و طاقمانند دارد. همچنین در حالت مصدری به معنای بلند برآوردن بنا، طاق زدن و جمع کردن چیزی با انگشتان به کار میرود.
مترادف
واژههایی که مفهوم فضاهای زیرزمینی یا پوششهای کمانی معماری را میرسانند، به عنوان مترادف آن شناخته میشوند.
متضاد
با توجه به معنای زیرزمین و سقف منحنی، واژههایی که به طبقات بالا یا سطوح مسطح و باز اشاره دارند، متضاد آن هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (ق - ب - و) مشتق شدهاند و به نوعی با مفاهیم خمیدگی، پوشش و طاق ارتباط دارند.
ریشه
واژه قبو ریشه در زبان عربی دارد و به معنای خم کردن، طاق زدن و پوشاندن بنا با سقف منحنی است که وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه با فتح قاف و سکون باء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'زیرزمین'، 'سرداب' یا 'سقف گنبدی' کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور فضای زیر زمین باشد یا نوع معماری سقف، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این واژه به زبان فارسی اصیل، همان کلمات سرداب و زیرزمین یا انبار زیرزمینی است.
جمعبندی و توضیح کامل قبو
واژه «قبو» یک اصطلاح اصیل با ریشه عربی است که وارد ادبیات معماری و لغوی فارسی شده است. این واژه در وهله اول به فضاهای زیرزمینی مانند سرداب و انبار اشاره دارد که به دلیل موقعیت خود، هوای خنکی دارند و برای نگهداری کالاها یا پناه گرفتن استفاده میشدند. در وهله دوم، به نوع ساختار معماری سقفهای گنبدی و کمانشکل (طاق) اطلاق میشود.
در فرهنگ عمومی و نمادشناسی، قبو فراتر از یک فضای فیزیکی، نمادی از بخشهای مکتوم و ناخودآگاه ذهن، اسرار پنهان، انزوا و البته صیانت و پناهگاه به شمار میرود. اگرچه این کلمه در زبان گفتاری امروز فارسی معیار چندان رایج نیست، اما در متون کهن، لغتنامهها و به ویژه به عنوان یک کلیدواژه پرکاربرد در جدولهای کلمات متقاطع جایگاه ویژهای دارد.