یعنی چه
قطربل نام یک ناحیه و طسوج (بخش اداری) قدیمی در نزدیکی بغداد است که در دوران خلافت عباسی به داشتن باغهای فراوان انگور و تفرجگاههای سرسبز شهرت داشته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در منابع لغوی به صورت قُطْرُبُلّ (ضم قاف، سکون طاء، فتح راء، ضم و تشدید باء) ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه به عنوان نام دهکده یا منطقهای قدیمی در عراق یا مظهر شراب کهن با ۵ حرف شناخته میشود.
به انگلیسی
به دلیل اسم خاص جغرافیایی بودن، این واژه در زبان انگلیسی معادل معنایی ندارد و صرفاً به صورت لاتین آوانویسی میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه به عنوان یک اسم علم (نام خاص جغرافیایی) برای منطقهای در نزدیکی بغداد به کار میرود.
به فارسی
این کلمه یک اسم خاص تاریخی است و معادل یا مترادف وصفی و مصدری در زبان فارسی ندارد؛ تنها در شعر کلاسیک فارسی به عنوان مظهر بادهگساری وام گرفته شده است.
در قرآن
واژه قطربل هیچگونه کاربرد، ریشه یا اصطلاحی در متن قرآن کریم و تفاسیر دینی وابسته به آیات ندارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک عرب و شعر قدمای فارسی (مانند منوچهری دامغانی)، این واژه به دلیل انتساب به باغهای انگور آن منطقه، به عنوان نماد و مظهر شراب باکیفیت و روشن (شراب قطربلی) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل قطربل
واژه «قطربل» یک اسم خاص جغرافیایی (اعلام) و تاریخی است که به دهکده یا منطقهای قدیمی در عراق، واقع در میان بغداد و عُکبراء اشاره دارد. این واژه ریشه اصیل عربی یا فارسی ندارد و تاریخنگاران آن را کلمهای اعجمی (احتمالاً با ریشه آرامی یا یونانی باستان) میدانند که وارد زبان عربی شده است. به دلیل اسم خاص بودن، برای آن مترادف، متضاد یا همخانواده واژگانی وجود ندارد.
شهرت اصلی قطربل در متون تاریخی و ادبیات کلاسیک، به ویژه دوران خلافت عباسی، به خاطر باغهای وسیع انگور و تفرجگاههای آن بوده است. این منطقه پاتوق شاعران و بادهگساران آن روزگار بوده و به همین جهت، نام آن در شعر کهن عربی و فارسی به عنوان نماد و استعارهای از شراب ناب، مرغوب و روشن به کار رفته است.