معنی
در لغت به معنای شکافتن و دریدن پردهٔ حیا و دینداری است. در اصطلاح و کاربرد عرفی، به معنای تبهکاری، گناهکاری، پردهدری، فساد، دروغگویی و انحراف از مسیر حق و مروت است.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده انجام معصیت بدون پرهیز و مرز اخلاقی است؛ به عبارتی طغیان شهوت بر عقل و غلبه بیقیدی بر رفتارهای انسانی را فجور میگویند.
مترادف
واژههای فوق همگی در مفهوم دوری از حق و فرو رفتن در آلودگیهای اخلاقی با فجور همپوشانی دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده خویشتنداری، حفظ مرزهای الهی و حرکت در مسیر نیکی و پاکی هستند.
هم خانواده
وجه مشترک همه این کلمات، مفهوم «شکافتن» است؛ مثلاً «فجر» یعنی شکافتن پردهٔ شب توسط سپیدهٔ صبح، و «فجور» یعنی شکافتن پردهٔ دیانت توسط گناه.
ریشه
معنای اصلی ریشه «شکافتن، بیرون زدن و شکستن مرز» است که سپس به صورت معنای اخلاقی توسعه یافته و به معنای شکستن مرزهای اخلاق و دین به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به کلماتی چون «پردهدری»، «بدکاری» یا «گناهکاری» واژه فجور استفاده میشود.
به انگلیسی
این معادلها برای توصیف مفاهیمی چون انحراف از اصول اخلاقی و رفتارهای آمیخته با گناه در زبان انگلیسی به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل فجور
واژه فجور در اصل از ریشه عربی «ف ج ر» به معنای شکافتن و وسعت یافتن گرفته شده است. این واژه در سیر تحول معنایی خود، به حوزه اخلاق و دین وارد شده و برای توصیف کسانی به کار میرود که پرده حیا، عفاف و قوانین الهی را میشکافند و با بیبندوباری و تبهکاری از مسیر حق خارج میشوند.
در فرهنگ اسلامی و به ویژه قرآن کریم، فجور تقابل مستقیمی با «تقوا» دارد؛ به طوری که در آیه ۸ سوره شمس اشاره شده که خداوند هم فجور (میل به بدیها) و هم تقوا (میل به پاکیها) را به انسان الهام کرده است تا او با اختیار خود مسیر صلاح را برگزیند. در ادبیات و اخلاق، این کلمه نمادی از تاریکی، طغیان شهوات بر عقل و از دست رفتن مروت انسانی است.