معنی
پدر به مرد والد یا پدر زیستی انسان اطلاق میشود که مسئولیت سرپرستی، مراقبت و هدایت فرزندان و خانواده را بر عهده دارد.
یعنی چه
در مفهوم عمیقتر، پدر یعنی کسی که مظهر اقتدار، ایثار بیصدا، و امنیت در کانون خانواده است و وظیفهٔ پاییدن و محافظت از اعضای خانه را دوش میکشد.
مترادف
برای واژهٔ پدر واژههای هممعنی متعددی در زبان فارسی و وامواژههای عربی رایج وجود دارد.
متضاد
واژهٔ مادر به عنوان رکن دیگر تکوین فرزند و خانواده، متضاد اصلی این کلمه است.
هم خانواده
از آنجا که پدر یک واژه اصیل جامد فارسی است، طبق قواعد عربی همخانوادهٔ اشتقاقی ندارد، اما واژههای ترکیبی و مشتقات فوق همریشه با آن هستند.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای هندواروپایی دارد که در فارسی میانه به صورت pidar و در فارسی باستان به صورت pitā (همریشه با father انگلیسی و pater لاتین) بوده است. بخش اول آن (-pi) به معنای پاییدن و حفاظت و بخش دوم (-tar) پسوند فاعلی است؛ بنابراین ریشهٔ آن به معنای «نگهبان و حامی» است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژهٔ پدر یک پاسخ ۳ حرفی است که بسته به تعداد حروف طراح، ممکن است با معادلهای آن جایگزین شود.
به انگلیسی
معادلهای دقیق کلمه پدر در زبانهای مختلف بینالمللی و منطقهای.
جمعبندی و توضیح کامل پدر
واژهٔ «پدر» یکی از اصیلترین و عمیقترین کلمات در زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است که ریشهای کهن در زبانهای هندواروپایی دارد. این کلمه از نظر ساختار واژهشناسی به معنای «حامی، نگهبان و پاینده» است؛ تعریفی که به زیبایی با نقش اجتماعی و عاطفی پدر در کانون خانواده همخوانی دارد. پدر نه تنها به عنوان والد زیستی، بلکه به عنوان مظهر امنیت، تکیهگاه محکم و ایثار بیصدا شناخته میشود.
در فرهنگها و سنن دینی، پدر نماد اقتدار، هدایت معنوی و تداوم نسل است. اگرچه در متون مقدس مانند قرآن از واژههای عربی «والد» (برای اشاره صریح به پدر خونی) و «أب» (با کاربری گستردهتر شامل پدر، جد و سرپرست) استفاده شده، اما مفهوم والای سرپرستی و تکریم این جایگاه همواره مورد تاکید بوده است. در اساطیر کهن نیز پدر مظهر خورشید و آسمان به شمار میرفته که با بخشندگی خود به زمین و خانواده حیات میبخشد.