معنی
در لغت به معنای هر چیز مخالف و ناهمتا است. در اصطلاح علمی و ادبی نیز به عنوان پیشوند مقابلهکننده (مانند ضدعفونی یا ضدضربه) به کار میرود. همچنین در فلسفه و منطق به دو امر وجودی گفته میشود که در یک زمان و یک جا جمع نمیشوند؛ مانند سیاهی و سفیدی.
یعنی چه
این واژه برای توصیف حالت یا ویژگی اصطلاحاتی به کار میرود که جریان، حرکت یا ماهیت یکدیگر را نفی میکنند یا در برابر هم میایستند. در زبان عامیانه به معنای رقیب یا دشمن نیز استفاده میشود.
مترادف
این واژهها در متون مختلف ادبی، فلسفی و عامیانه میتوانند به جای «ضد» قرار گیرند و مفهوم تقابل را برسانند.
متضاد
واژههایی که مفهوم همسو بودن، همراهی، یا همترازی را نشان میدهند، در نقطه مقابل ضد قرار میگیرند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی «ض د د» اشتقاق یافتهاند و مفهوم تقابل را در خود دارند.
ریشه
این واژه وامواژهای از زبان عربی است که از ریشه ثلاثی مجرد «ض د د» به معنی مقابل بودن و در برابر ایستادن گرفته شده است. جالب اینجاست که این کلمه از لغات «اضداد» است؛ یعنی در اصل لغت عرب، گاهی به صورت استثنایی به معنای «همتا و مانند» نیز به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طراح سوال عباراتی مثل «مخالف»، «وارونه» یا «پاد» را در قالب کلمهای دو حرفی بخواهد، پاسخ دقیق آن «ضد» است.
به انگلیسی
بسته به جایگاه کلمه در جمله، از معادلهای تفکیکشده فوق در زبانهای خارجی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ضد
واژه «ضد» یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و مفهوم بنیادین تقابل، مخالفت و ناهمتایی را میرساند. این کلمه نه تنها در ادبیات و گفتگوهای روزمره برای نشان دادن دوگانگیها و تفاوتهای فاحش به کار میرود، بلکه در علوم عقلی مانند منطق و فلسفه نیز جایگاه ویژهای دارد؛ جایی که «تضاد» به معنای عدم امکان جمع شدن دو امر وجودی در یک زمان و مکان تعریف میشود.
نکته جالب در مورد این واژه، کاربرد یکباره آن در قرآن کریم (آیه ۸۲ سوره مریم) به معنای دشمنان و مخالفان است. همچنین در نمادشناسی، تضاد را معمولاً با دو قطب مخالف یا علامت ریاضی «≠» نشان میدهند. امروزه این واژه در قالب پیشوندهایی مثل «ضدِ» نقش مهمی در واژهسازیهای علمی و صنعتی زبان فارسی ایفا میکند.