یعنی چه
ملامت کشیدن یک مصدر مرکب کنایی در زبان فارسی است. در این عبارت، فعل «کشیدن» به معنای تحمل کردن، به دوش کشیدن و طعم رنج را چشیدن است (مانند جفا کشیدن یا رنج کشیدن)؛ یعنی فرد مورد عیبجویی، توبیخ یا شماتت دیگران قرار میگیرد اما آن را میپذیرد و پایداری میکند.
تلفظ
واژهٔ «ملامت» با فتحهٔ میم و لام تلفظ میشود و «کشیدن» به صورت فعلِ زبان فارسی با فتحهٔ کاف و کسرهٔ شین ادا میگردد.
در جدول
در حل جدول، پاسخ دقیق برای عبارتِ تحملِ سرزنش «ملامت کشیدن» است که کلمهای ۱۰ حرفی است. همچنین عباراتی چون ملامت دیدن نیز ممکن است به کار رود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از ترکیبِ افعالی نظیر endure (تحمل کردن) یا bear (تاب آوردن) همراه با اسمهای ملامت مانند blame و reproach استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشهٔ ثلاثی مجرد «ل و م» استفاده میشود که مفاهیمی چون لوم و ملامة را میسازد و برای ترکیبِ کشیدن از فعلِ تحمل یا تلقی بهره میبرند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایجِ این عبارت در زبان فارسی شامل ملامت دیدن، ملامت چشیدن، سرزنش شنیدن، طعنه خوردن، توبیخ شدن و متحمل عتاب و مذمت شدن است. متضادهای آن نیز مدح شنیدن، ستایش، تمجید و تحسین شدن هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی (بهویژه در اشعار حافظ)، ملامت کشیدن نمادِ پایداری در مسیر عشق و حقیقت بدون هراس از قضاوت اجتماعی است. در مکتب صوفیانهٔ «ملامتیه»، این کار نمادی برای سرکوب نفس، شکستن خودنمایی اخلاقی و پنهان کردن طاعات از دیدِ خلق برای رسیدن به اخلاصِ پاک بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل ملامت کشیدن
عبارت «ملامت کشیدن» یک ترکیب کنایی و عمیق در زبان و ادبیات فارسی است که از ادغام واژهٔ عربی «ملامت» (از ریشه ل-و-م به معنی سرزنش) و مصدر فارسی «کشیدن» (به معنی تحمل کردن) پدید آمده است. این اصطلاح در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای پذیرش عیبجویی، طعنه و شماتتِ دیگران و خم به ابرو نیاوردن در برابر آنها معنا شده است.
این واژه بار معنایی بسیار بلندی در عرفان اسلامی و شعر کلاسیک دارد. در فرهنگ قرآنی، اگرچه عینِ این ترکیب فارسی وجود ندارد، اما ریشهٔ آن در آیاتی مانند «وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» (از سرزنش هیچ ملامتگری نمیهراسند) تجلی یافته است. ملامت کشیدن در طریقت عاشقانه، نشانهٔ وفاداری صادقانه به معشوق و بیاعتنایی کامل به مصلحتاندیشیهای عامه و قضاوتهای ظاهری مردم است.
در تاریخ تصوف نیز مکتبی به نام «ملامتیان» شکل گرفت که اساس کار خود را بر مبارزه با ریا و عُجب قرار داده بودند. آنها عمداً کارهایی انجام میدادند که در شریعت گناه نبود اما در ظاهرِ جامعه مایهٔ خردهگیری میشد تا با چشیدن طعمِ ملامتِ مردم، نفسِ سرکشِ خود را سرکوب کنند و ارادت خود را تنها به خداوند معطوف سازند؛ چنانکه حافظ میفرماید: «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافری است رنجیدن».