معنی
این واژه در فارسی امروز دو معنای کاملاً متفاوت دارد: نخست، گوشت ریزریز شده یا چرخکرده و نوعی خورش سنتی و محبوب ایرانی که با لپه، پیازداغ و لیموعمانی تهیه میشود. دوم، واژهای با ریشه عربی (قِیمَة) به معنی بها، نرخ، ارزش و همچنین پایداری و استقامت.
یعنی چه
در اصطلاح آشپزی، به معنای ریز کردن و تکهتکه کردن گوشت برای پخت خورش است. در کاربرد دوم که ریشه در زبان عربی دارد، به مفهوم اعتبار، مرتبه، قیمت و اندازه واقعی هر چیز به کار میرود.
مترادف
با توجه به دو خاستگاه واژه، مترادفها به دو دسته غذایی (گوشت ریزشده) و مفهومی (ارزش و قیمت) تقسیم میشوند.
متضاد
برای خورش قیمه متضاد مستقیمی وجود ندارد، اما در معنای خرد بودن گوشت، واژههای درسته و درشتتکه تضاد مفهومی دارند. در معنای عربی آن، بیارزشی متضاد اصلی است.
ریشه
واژه قیمه در معنای گوشت خردشده و خورش، از ریشه ترکی (kıyma / kıymak) به معنی خرد کردن وارد فارسی شده است. اما در معنای ارزش و قیمت، از ریشه عربی و ماده «قوم» مشتق شده است.
به انگلیسی
برای اشاره به خورش سنتی از نام خود آن استفاده میشود و برای مفاهیم دیگر واژههای معادل گوشت خردشده یا ارزش به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی برای معنای غذایی از اصطلاح گوشت چرخکرده یا خورش قیمه استفاده میشود و واژه «قيمة» خود در قرآن به معنای دین راستین و پایدار نیز آمده است.
به ترکی
ریشه معنای نخست واژه مستقیماً از ترکی گرفته شده که به معنای گوشت چرخکرده است، و برای معنای دوم از واژههای معادل ارزش استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قیمه
واژه «قیمه» در زبان فارسی دو خاستگاه و هویت کاملاً متمایز دارد. در فرهنگ عامه و آشپزی ایرانی، این کلمه ریشهای ترکی دارد و به معنای گوشت ریزریزشده یا خورش اصیل و سنتی قیمه است. این خورش جایگاه ویژهای در آیینها و فرهنگ ایران داشته و از نمادهای اصلی غذای نذری در مناسبتهای مذهبی به شمار میرود.
از سوی دیگر، این واژه با تلفظ «قِیمَت/قِیمَة» ریشه در زبان عربی دارد و به معنای بها، نرخ، اعتبار و سنجش ارزش هر چیز به کار میرود. این واژه و مشتقات آن مانند «قیمه» به معنی راستین و پایدار، در قرآن کریم نیز ذکر شدهاند که ابعاد معنوی و اصولی آن را نشان میدهد.