یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی به معنای دور از واقعیت دانستن یک امر است؛ زمانی که شخص وقوع حادثهای یا صحت خبری را بسیار کماحتمال و غیرقابلباور ارزیابی میکند، میگوید آن را بعید میداند.
تلفظ
واژهٔ «بعید» با فتح باء، سکون عین و یای کشیده تلفظ میشود و در ترکیب با فعل «دانستن» یک فعل مرکب را میسازد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنمای «غیرمحتمل شمردن»، واژههایی چون بعید دانستن یا استبعاد قرار میگیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات فعلی متعددی وجود دارند که معنای عدم باور به وقوع یک پدیده یا کماحتمال بودن آن را بهخوبی منتقل میکنند.
به عربی
مصدر «استبعاد» در زبان عربی دقیقاً به معنای دور شمردن و غیرمحتمل دانستن است و ریشهٔ اصلی بخش اول این فعل مرکب فارسی را تشکیل میدهد.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبات جایگزین فارسی برای این عبارت شامل «نامحتمل شمردن» و «دور از انتظار دانستن» است که در متون رسمی و محاورهای به کار میروند.
نماد چیست
این عبارت مابه ازای مادی یا نشانهشناختی فیزیکی ندارد، بلکه در ساختار زبان و منطق، نمادی برای ابراز شک، شبهه، و غیرقابلقبول بودن یک گزاره از نظر عقلانی یا تجربی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بعید دانستن
عبارت «بعید دانستن» یک فعل مرکب رایج در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «بعید» (به معنی دور) و فعل فارسی «دانستن» شکل گرفته است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد بر اساس شواهد موجود یا باورهای خود، احتمال وقوع یک رویداد یا درستی یک ادعا را بسیار ناچیز و دور از ذهن ارزیابی کند.
از نظر ریشهشناسی، مفهوم استبعاد در فرهنگهای لغت و حتی متون کهن مانند قرآن کریم نیز به چشم میخورد؛ جایی که منکران، پدیدههای فوقالعاده مانند معاد را دور از امکان و باور تلقی میکردند (ذلک رجع بعید). این واژه امروزه کاربرد گستردهای در گفتگوهای روزمره، تحلیلهای سیاسی و مباحث منطقی دارد و مترادفهایی چون نامحتمل شمردن و متضادهایی مانند قریب یا ممکن دانستن برای آن تعریف میشود.