یعنی چه
منبوذ در لغت به معنای رهاشده و دورافکنده است و در مفهوم اجتماعی و اصطلاحی به فردی گفته میشود که از جامعه، گروه یا خانواده طرد شده و پذیرش اجتماعی ندارد و مورد بیاعتنایی قرار گرفته است. در متون قدیمی و فقهی نیز گاهی به کودک سرراهی و رهاشده اطلاق میشد.
تلفظ
این واژه بر وزن اسم مفعول (مَفعول) از ریشه عربی «نبذ» ساخته شده و تلفظ صحیح آن با فتح ميم و سکون نون و ضم باء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «دور انداخته شده»، «طرد شده» یا «کودک سرراهی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال حس کلمه منبوذ در زبان انگلیسی، دقیقترین واژه Outcast یا Pariah است که به مفهوم طرد شدگی مطلق اجتماعی اشاره دارد.
به عربی
واژه منبوذ اصالتاً عربی و اسم مفعول از فعل «نَبَذَ» به معنای افکندن و پرتاب کردن چیزی از روی بیاعتنایی است.
به فارسی
در زبان فارسی واژههایی مانند مطرود، راندهشد، دورافتاده، پسزده، منزوی و بیپناه به عنوان برگردان و معادلهای معنایی نزدیک به این کلمه استفاده میشوند.
در قرآن
خود صفت مفعولی «منبوذ» در قرآن نیامده است، اما شکل مؤنث آن (منبوذة) در روایات و مشتقات فعلی آن بارها با مفهوم پرتاب کردن و افکندن به کار رفته است؛ مانند آیه ۱۴۵ سوره صافات: «فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِیمٌ» که به افکنده شدن حضرت یونس از شکم ماهی به بیابانی خشک اشاره دارد.
نماد چیست
در مفاهیم ادبی، روانشناختی و جامعهشناختی، واژه منبوذ به عنوان نماد و استعارهای از حذف کامل یک فرد از بدنه جامعه، تنهایی مفرط و سلب حقوق یا ارزشهای اجتماعی از یک شخص به دلیل تفاوت یا مجازات به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل منبوذ
واژه «منبوذ» یک صفت مفعولی با ریشه عربی (ن ب ذ) است که وارد زبان فارسی شده و در اصل به معنای چیزی یا کسی است که با بیاعتنایی دور انداخته یا رها شده است. این کلمه در گذر زمان کاربردی استعاری و اجتماعی پیدا کرده و امروزه بیشتر برای توصیف افرادی به کار میرود که به هر دلیلی از سوی جامعه، خانواده یا گروههای اجتماعی طرد و منزوی شدهاند و هیچگونه جایگاه یا پذیرشی میان همنوعان خود ندارند.
از منظر واژهشناسی و ریشهسنجی، منبوذ پیوند عمیقی با مفاهیم فقهی قدیمی (مانند لقیط یا کودک سرراهی) و مفاهیم قرآنی دارد؛ جایی که فعلِ ریشه آن یعنی «نبذ» به معنای افکندن و پرتاب کردنِ ناشی از بیتوجهی یا مجازات است. در ادبیات مدرن و روانشناسی، این واژه بار معنایی سنگینی از تنهایی، بیهویتی و جدایی مطلق از جمع را به دوش میکشد و نماد کسانی است که در حاشیه جامعه رها شدهاند.